عصاره آموزه‌های دمینگ

 

آموزة ۵- سیستم تولید و ارائه خدمات را پیوسته و همیشه بهبود بخشید تا کیفیت و بهره‌وری بهبود یابد و در نتیجه هزینه‌ها بطور روز‌افزون کاهش پذیرد.

آموزة ۶- آموزش در خصوص شغل را برقرار دارید.

آموزة ۷- رهبری را اعمال کنید. هدف از نظارت باید آن باشد که به افراد، ابزارها و دستگاهها برای ارائه کار بهتر کمک برساند. نظارت بر مدیریت و همچنین نظارت بر کارگران خط تولید، نیازمند تغییر کلی است.

آموزة ۸- ترس را نابود کنید تا هر کس بتواند برای شرکت به طور مؤثر کار کند.

آموزة ۹- موانع موجود میان بخش‌های شرکت را در هم بشکنید. افراد در بخش‌های تحقیق، طراحی، فروش و تولید باید گروهی کار کنند تا مشکلاتی را پیش بینی کنند ممکن است در تولید ایجاد شوند یا مشتری هنگام استفاده از محصول یا خدمات با آنها مواجه گردد.

آموزة ۱۰- شعارها، اصرارها و هدف‌هائی را کنار بگذارید که برای نیروی کار تعیین می کنید و از طریق انها می‌خواهید که کارگران هیچ محصول معیوبی نداشته باشند و به سطوح جدیدی از بهره‌وری برسند. چنین تأکیدها و شعارهل=ایی تنها روابطی کینه توزانه ایجاد می‌کنند. چرا که عمده علل کیفیت پایین و بهره‌وری کم ناشی از سیستم است و بنابراین، خارج از حیطه قدرت نیروی کار قرار دارد.

آموزة ۱۱- الف- استانداردهای کاری (سهمیه‌ها) را در کارخانه حذف کنید. رهبری را جایگزین نمایید.

آموزة ۱۱- ب- مدیریت بر پایه اهداف را رها کنید. مدیریت بر پایه ارقام و اهداف رقمی را کنار بگذارید و رهبری را جایگزین نمایید.

آموزة ۱۲- الف- موانعی را از میان بردارید که کارگران ساعتی را از حق خود در مورد غرور استاد کاری محروم می‌کند. سرپرست‌ها باید به جای ارقام محض، مسئولیت کیفیت را بپذیرند.

آموزة ۱۲- ب- موانعی را از بین ببرید که افراد بخش‌های مدیریت و مهندسی را از حق خود در مورد غرور استادکاری محروم می‌کند. این امور بطور ضمنی به معنای براندازی ارزشیابی سالانه یا درجه‌بندی استحقاقی و مدیریت بر پایة اهداف است.

آموزة ۱۳- برای آموزش و خود اصلاحی (self-improvement) برنامه‌ای جدی تنظیم کنید.

آموزة ۱۴- برای دگرگونی، تمام افراد شرکت را بکار گیرید. دگرگونی یک وظیفه همگانی است.

اما همانطور که پیشتر گفته شد کیفیت در جلسات هیئت مدیره تعیین می‌شود و باید پذیرفت که تغییری که دمینگ در ژاپن ایجاد کرد با پذیرش کارکنان نبود بلکه از مدیریت ارشد کشورشروع و به تحت الامر ابلاغ شد آنهم نه به یک مدیر ارشد، بلکه ابتداً به ۴۵ نفر از آنان امر شد. ژاپنی‌ها هیچ گرایش طبیعی به این فلسفه نوین نداشتند .آنها هم به این فلسفه بسیار مشکوک بودند. ولی دستور از بالا، از سوی رؤسای شرکتهای بزرگ صادر شده بود که این فلسفه  باید مورد آزمون قرار گیرد و  البته مورد آزمون قرار گرفت و نتیجه‌بخش هم از آب درآمد.

یک وظیفه تنها بعهده رهبر است و آن حصول اطمینان از همکاری تمام بخش‌ها و تمام افراد با یکدیگر. ممکن است بتوان بهترین قطعات خودرو موجود در دنیا را تهیه کرد، یعنی بهترین سیستم تزریق سوخت، بهترین تایر، بهترین شمع، بهترین موتور و غیره، ولی با این حال خودروئی که از این قطعات ساخته می‌شود احتمالاً یا خوب کار نخواهد کرد یا اصلاً کار نخواهد کرد می‌توان بهترین و باهوشترین مدیران دنیا را استخدام کرد، ولی  النهایه عملیاتی ضعیف یا متوسط داشت در یک سیستم همه چیز باید با هم و بطور هماهنگ کار کند بخش‌ها و افراد باید بهینه شوند تا با هم به سوی هدفی مشترک پیش روند و این هماهنگی و حرکت به سوی هدف مشترک وظیف رهبران صنایع است.

 

درک‌ فلسفة‌ مدیریت‌ دمینگ‌ نیازمند درک‌ چهار قاعده‌ کلی‌ است‌ :

1 - کیفیت‌ و هزینه‌ ضد هم‌ یا جایگزین‌ هم‌ نیستند که‌ بهبود یکی‌ به‌ بهای‌ از دست‌ رفتن‌ دیگری‌ باشد ، برعکس‌ ، دایما" می‌ توان‌ هر دو را بهبود بخشید .

2 - معنی‌ واقعی‌ کیفیت‌ متناوب‌ از نظریات‌ رایجی‌ است‌ که‌ کاربرد مواد اولیه‌ کمیاب‌ و طرحهای‌ مصون‌ از خرابی‌را به‌ اشتباه‌ کیفیت‌ می‌ دانند . از دیدگاه‌ دمینگ‌ ، کیفیت‌ را از نقطه‌ نظر مشتری‌ بهتر می‌ توان‌ درک‌ کرد ، و عنصرمهم‌ کیفیت‌ ، همسانی‌ بهبود یافته‌ است‌ .

3 - نوسان‌ پدیده‌ ای‌ است‌ که‌ بطور طبیعی‌ ایجاد میشود ولی‌ یک‌ استثناء یا اشتباه‌ نیست‌ . بسته‌ به‌ اینکه‌ ما بایک‌ سیستم‌ با ثبات‌ یا بی‌ ثبات‌ روبرو هستیم‌ ، باید با نوسان‌ برخورد متفاوتی‌ داشته‌ باشیم‌ . سیستم‌ باثبات‌ هم‌موفقیت‌ و هم‌ شکست‌ تولید می‌ کند . کاهش‌ تعداد محصولات‌ معیوب‌ در سیستم‌ باثبات‌ فقط‌ با کارکردن‌ روی‌سیستم‌ قابل‌ دستیابی‌ است‌ .

4 - همیاری‌ ، امری‌ اساسی‌ است‌ که‌ به‌ بهبود می‌ انجامد .

بررسیهای‌ دمینگ‌ نشان‌ می‌ دهد ، هفت‌ بیماری‌ مرگبار مدیریت‌ ، که‌ پایداری‌ ، استمرار و کیفیت‌محصولات‌ و خدمات‌ مؤسسات‌ را تهدید می‌ کند، عبارتند از :

1 - فقدان‌ یک‌ عزم‌ ، اراده‌ و هدف‌ دائمی‌ و مستمر

2 - توجه‌ و تأکید خاص‌ برای‌ تحقق‌ سودهای‌ سریع‌ و کوتاه‌ مدت‌

3 - ارزشیابی‌ و طبقه‌ بندی‌ مشاغل‌ ، ارزیابی‌ سالیانه‌ کارکنان‌ ، بررسی‌ شایستگی‌ ها

4 - جابجایی‌ مدیران‌ و عدم‌ ثبات‌ شغلی

5 - مدیریت‌ بر اساس‌ ارقام‌ قابل‌ رؤیت‌ و تشخیص‌ بدون‌ توجه‌ به‌ اقلامی‌ که‌ قابل‌ رؤیت‌ نیستند و یا نمی‌ توان‌آن‌ها را تشخیص‌ داد .

6 - هزینه‌ های‌ گزاف‌ درمانی‌ و بهداشتی‌

7 - هزینه‌ های‌ اضافی‌ بابت‌ تعهدات‌ احتمالی‌(ضمانت‌)

ایشان‌ علاوه‌ بر این‌ بیماریهای‌ مرگبار ، از موانع‌ سر راه‌ مدیریت‌ ها به‌ شرح‌ ذیل‌ یاد می‌ کند :

       * به‌ امید معجزه‌ نشستن‌

         * جستجو برای‌ الگوها

         * متفاوت‌ دانستن‌ مشکلات‌ سازمان‌ خود

به‌ منظور برخورد مناسب‌ با موضوع‌ ، دفع‌ بیماری‌ ، ارتقا و بهبود کیفیت‌ ، دمینگ‌ سه‌ کلید ارتقای‌ کیفیت‌ ، سه‌نوع‌ اساسی‌ کیفیت‌ و چهارده‌ اصل‌ را بعنوان‌ داروی‌ شفابخش‌ مطرح‌ می‌ نماید.

سه‌ کلید ارتقای‌ کیفیت‌ عبارت‌ است‌ از :

1 - استفاده‌ از روشهای‌  آماری‌ در کنترل‌ فرایندها

2 - قبول‌ اینکه‌ ارتقای‌ کیفیت‌ یک‌ مسئولیت‌ همگانی‌ بوده‌ و از مدیریت‌ ارشد شروع‌ و تا پائین‌ ترین‌ سلسله‌مراتب‌ ادامه‌ دارد.

3 - هر کار ، جزئی‌ از یک‌ سیستم‌ بوده‌ و بصورت‌ اندام‌وار فعال‌ است‌ .

سه‌ نوع‌ کیفیت‌ عبارت‌ است‌ از :

1 - کیفیت‌ طراحی

2 - کیفیت‌ انطباق

3 - کیفیت‌ عملکرد

رهیافت‌  سیستماتیک‌ و منظم‌ چنین‌ تفکری‌ نسبت‌ به‌ مسائل‌ کیفیت‌ ، دستور خلاصه‌ ذیل‌ را پیش‌ پای‌قرار می‌ دهد:

                                                                                                                           برنامه‌ ریزی ‌کنید

اقدام‌ کنید 

پیاده‌ کنید         

ارزیابی‌ کنید 

اصول‌ چهارده‌گانه‌ دمینگ‌

1 - ایجاد یک‌ عزم‌ و اراده‌ مستمر برای‌ بهبود مداوم‌ تولید و خدمات‌

2 - پذیرش‌ و بکارگیری‌ فلسفه‌ جدید توسط‌ مدیران‌ ارشد و کارکنان‌

3 - خاتمه‌ دادن‌ به‌ بازرسی‌ محصول‌ و جایگزین‌ کردن‌ ایجاد کیفیت‌ در فرایند

4 - خرید اقلام‌ و مواد اولیه‌ از یک‌ منبع‌ بدون‌ توجه‌ به‌ اصل‌ " صرفاً قیمت‌ پائین‌ ".

5 - توجه‌  به‌ بهبود و بهینه‌ سازی‌ مستمر فرایندها به‌ منظور کاهش‌ مستمر ضایعات‌

 6- برقراری‌ آموزش‌های‌ شغلی‌ برای‌ مدیران‌ و کارکنان‌

7 - برقراری‌ روش‌ نوین‌ رهبری‌ " بجای‌ تشخیص‌ مقصر کیست‌ ، به‌ موضوع‌ مشکل‌ در چیست‌ ، توجه‌ کنید".

8 - از بین‌ بردن‌ ترس‌ در سازمان‌

9 - از بین‌ بردن‌ فاصله‌ و سدهای‌ موجود میان‌ واحدهای‌ مختلف‌

10 - خودداری‌ از شعار دادن‌ ، موعظه‌ کردن‌ و هدف‌ گذاری‌ برای‌ کارکنان‌

11 - حذف‌ اهداف‌ کمی‌ برای‌ کارکنان‌ و مدیران‌

12 - از میان‌ برداشتن‌ سدهایی‌ که‌ مانع‌ حس‌ افتخار کارکنان‌ از کارشان‌ میگردد .

13 - تشویق‌ و ترغیب‌ کارکنان‌ برای‌ ارتقای‌ فرهنگ‌ و دانش‌ خود و ترویج‌ فرهنگ‌ خودآموزی‌ و خودبهسازی‌

14 - تعهد مدیریت‌ را باید به‌ کیفیت‌ و بهره‌وری‌ و اصول‌ فوق‌ آشکار سازید و همگان‌ را برای‌ تغییر و تحول‌بسیج‌ کنید.

در 1980 از شبکه‌ های‌ تلویزیونی‌ آمریکا برنامه‌ ای‌ بنام‌ دستورهای‌ دکترها پخش‌ شد . در این‌ برنامه‌ ، از دکتردمینگ‌ سئوال‌ شد که‌ " چرا ژاپنی‌ ها به‌ توصیه‌ های‌ او گوش‌ دادند در حالی‌ که‌ آمریکاییها 30 سال‌ تمام‌ او رافراموش‌ کردند ؟". دمینگ‌ پاسخ‌ داد : "مهم‌ نیست‌ که‌ یک‌ مدیر ژاپنی‌ چه‌ قدر پیر یا چه‌ قدر موفق‌ است‌ مهم‌این‌ است‌ که‌ او مشتاق‌ یادگیری‌ است‌ و احساس‌ می‌ کند که‌ می‌ تواند به‌ سبب‌ این‌ آموزش‌ ها به‌ بهترین‌ نحوکارهایش‌ را پیش‌ ببرد." دمینگ‌ بر زنده‌ کردن‌ شعار آموزش‌ تا ابد تأکید و پافشاری‌ دارد . وی‌ در این‌ باره‌ می‌گوید لازم‌ نیست‌ به‌ بچه‌ ها پولی‌ بدهیم‌ یا آنان‌ را بترسانیم‌ تا زبان‌ مادری‌ خود را یاد بگیرند یا جهان‌ اطراف‌ خودرا بشناسند . دکتر هنری‌ آر ، بنیان‌ گذار جامعة‌ دمینگ‌ بریتانیا در اولین‌ یادوارة‌ دمینگ‌ در بریتانیا ، تحت‌ عنوان‌انسان‌ و پیامش‌ اظهار داشت‌ :"آخرین‌ جمع‌ بندی‌ من‌ این‌ است‌ که‌ او به‌ رغم‌ نبوغ‌ ، دانش‌ ، فهم‌ و تجربه‌همچنان‌ با کمال‌ تواضع‌ مشتاق‌ یادگیری‌ از هر منبع‌ و مأخذی‌ بود ، پس‌ چرا ما به‌ هر بهانه‌ از یادگیری‌ بازمی‌مانیم‌ ؟"

دمینگ‌ پیروزی‌ و بقا را از آن‌ شایستگان‌ می‌ داند و اظهار می‌ دارد مؤسساتی‌ که‌ اراده‌ راسخ‌ و مستمری‌ برای‌بهبود و بهسازی‌ همیشگی‌ کیفیت‌ ، بهره‌ وری‌ و خدمات‌ داشته‌ و با اطلاعات‌ کامل‌ و پشتکار مداوم‌ فعالیت‌نمایند ، شانس‌ بیشتری‌ برای‌ باقی‌ ماندن‌ خواهند داشت‌ .

دمینگ‌ توصیه‌ می‌ کند که‌ از شعار دادن‌ ، موعظه‌ کردن‌ و هدف‌ گذاری‌ برای‌ کارکنان‌ پرهیز نمایند و معتقد است‌که‌ اغلب‌ پوسترها مخاطبین‌ را اشتباه‌ گرفته‌ و مشکلات‌ را به‌ کارکنان‌ نسبت‌ می‌ دهند ، در حالیکه‌ ناشی‌ ازسیستم‌ هستند . پوسترهایی‌ که‌ به‌ کارکنان‌ آگاهی‌ و اطلاعاتی‌ در زمینه‌ کار و فعالیت‌ و عملکرد مدیریت‌ ارایه‌می‌دهند و در مورد آموزشهای‌ اجرا شده‌ سخن‌ گفته‌ و از اطلاعات‌ آماری‌ برای‌ تهیه‌ آنها کمک‌ گرفته‌ شده‌ و یا درمورد سرپرستی‌ و رهبری‌ هوشمندانه‌ به‌ جای‌ سخت‌ تر کار کردن‌ تبلیغ‌ می‌شود ، باعث‌ بالا رفتن‌ روحیه‌ و درک‌مدیریت‌ و عملکرد آن‌ توسط‌ کارکنان‌ می‌گردد.

آقای‌ دمینگ‌ عوامل‌ زیر را از موانع‌ احساس‌ غرور ، استادکاری‌ و لذت‌ از کار می‌ داند.

 - فقدان‌ جهت‌

 - تصمیمات‌ دلبخواه‌ کارفرما

 - نبود اهداف‌ و مقاصد روشن‌

/ 0 نظر / 80 بازدید