اصول روابط بین الملل دکتر خاوری

 

درس اصول روابط بین الملل الف در واقع مقدمه درس اصول روابط بین الملل (ب) می باشد به این معنی که در درس اصول روابط بین الملل الف رویکرد  ما نسبت به مسایل بین الملل مبتنی بر اصلاح شناخت بود، پس از آنکه شناخت دقیق و صحیح از محیط حاصل شد نوبت به عمل میرسد. در درس اصول روابط بین الملل رویکرد ما نسبت به مسایل بین المللی رویکرد عملگرایانه برای تغییر وضعیت نا مطلوب و رسیدن به وضعیت مطلوب میباشد.

بر این اساس در درس اصول روابط بین الملل (ب) ما حول سه محور اساسی صحبت خواهیم کرد که عبارتند از:

1- تغییر و تحول در قواعد و قانونمندی های رفتاری

2- چگونگی تدوین استراتیژی ملی (جامع)

3- مدلهای ارزیابی و تجزیه و تحلیل سیاست خارجی

 توضیح محور اول: اینکه چه قواعد و قانونمندی های رفتاری به چه قسم قواعد و قانونمندی های رفتاری در حال تغیر و تحول میباشد موضوعی است که در جلسات بعدی به صورت مفصل در مورد آن صحبت خواهیم کرد. در محور اول نکته اساسی این میباشد که چرا بحث از قواعد و قانونمندی های رفتاری به عنوان نقطه آغاز درس اصول روابط بین الملل (ب) انتخاب شده است؟  علت آن این می باشد که موفقیت در استراتیژی و سیاست خارجی در قدم نخست مستلزم درک این قواعد و قانونمندی های رفتاری میباشد.

 توضیح محور دوم:

پس از شناخت قواعد و قانونمندی های رفتاری حاکم بر فضای سیاست خارجی نوبت به تدوین استراتیژی ملی میرسد.

استراتیژی ملی (جامع) چراغ راهنما و چراغ هدایت میباشد که همه بخش های مختلف یک کشور از جمله دستگاه سیاست خارجی در خصوص استراتیژی های موضوعی خود باید از استراتیژی جامع( ملی) بیرون نمایند. در محور دوم نکته ای که بیش از هر چیز اهمیت دارد چگونگی تدوین استراتیژی ملی میباشد. یعنی باتوجه به چه تکنیک ها و چه اصول میتوان یک استراتیژی کارامد و پویا تهیه نمود؟

 توضیح محور سوم:

سیاست خارجی همانند سیاست در داخل یک کشور تهیه میشود. اما مخاطب سیاست خارجی ارتقای منزلت ملی از طریق بهره گیری ( بهره برداری) از صحنه خارجی میباشد. در راه رسیدن به این هدف یعنی استفاده از صحنه خارجی برای ارتقای منزلت ملی در محور سوم مدلها و تیوری های مختلفی برای ارزیابی و تجزیه و تحلیل سیاست خارجی مطرح میشود. هدف ما رسیدن به مدل و تیوری میباشد که به بهترین شکل ما را در رسیدن به این هدف یاری نماید.

 درس اصول روابط بین الملل (ب)

استاد : مظفر خاوری

  جلسه دوم                                                                                             یکشنبه 15/6/1388

 تغیر و تحول در قواعد و قانون مندی های رفتاری

1- مفهوم قانونونمندی های رفتاری

2- اقسام قواعد و قانونمندی های رفتاری  - قواعد و قانونمندی های ناشی از دولت امپراطوری

                                                     - قواعد و قانونمندی های ناشی از دولت ملی

                                                     - قواعد و قانونمندی های جدید (تکثر گرایی مدنی)

مفهوم قانونمندی های رفتاری:

بین رفتارهای قانونی و قانونمندی های رفتار تفاوت وجود دارد. رفتارهای قانونی اشاره به باید ها و نباید هایی دارد که حاکم است بر نظام بین الملل که کشورها از آنها پیروی نماید، به عبارت بهتر رفتارهای قانونی به معنی وجود یک سلسله قواعد و مقررات حقوقی است که کشورها از آن باید پیروی نماید اما قانونمندی های رفتار اشاره به هست ها و واقعیتهایی دارد که ممکن است مطابق قوانین و مقررات موجود باشد و ممکن هم نباشد. به عنوان مثال احترام به حاکمیت ملی جزء رفتارهای قانونی است که در منشور سازمان ملل متحد و سایر اسناد حقوقی مورد پذیرش قرار گرفته است اما کشورهای قدرت مند همواره از طروق گوناگون و با نام منافع ملی و حقوق بشر در حاکمیت سایر کشور ها نفوذ میکنند. این ابزار ها و شیوه های نفوذ در حاکمیت ملی سایر کشور ها جزو قانونمندی هایی است که ممکنن است مطابق قواعد و مقررات موجود باشد و ممکن هم نباشد.

 اقسام قواعد و قانونمندی های رفتاری

الف: قواعد و قانونمندی های ناشی از دولت امپراطوری:

عبارتند از:

1- مبنای تشکیل دولت ترس ناشی از تهدیدات امنیتی میباشد ( بدین معنی که امنیت بزرگترین خیر و نا امنی بزرگترین شر میباشد) به مقتضای پاسخگویی به این ترس ناشی از تهدیدات امنیتی است که دولت جنبه مقدس و متافیزیک دارد.

2- در دولت امپراطوری مرزها ثابت نمی باشد. محدودیت مرزها تابع از توانمندی شخص امپراطور میباشد. بنا بر این در دولت امپراطوری صحنه داخلی و صحنه خارجی وجود ندارد.

3- در دولت امپراطوری مشروعیت جنبه متافیزیکی دارد یعنی مبنای مشروعیت مردم نمیباشد.

 ب : قواعد و قانونمندی های ناشی از دولت ملی:

عبارتند از :

1- در دولت ملی مرزها ثابت میشود و مرزهای جغرافیایی مبنای تمایز واحدهای سیاسی از همدیگر قرار میگیرد بنابراین با ثابت شدن مرزها صحنه داخلی و خارجی بوجود می آید.

2- در دولت ملی مشروعیت جنبه مردمی پیدا میکند. بنابراین وقتی مشروعیت جنبه مردمی پیدا میکند حاکمیت از آن مردم می باشد و حکومت مجری آن.

3- در دولت ملی رابطه شهروندی و شهریاری به وجود می آید، به این معنی که چون در دولت امپراطوری مشروعیت جنبه مردمی نداشت رابطه فرمانروایی و فرمانبرداری حاکم بود. یعنی مردم حق هیچ اعتراضی نسبت به حکومت نداشتند اما در دولت ملی چون مبنای مشروعیت مردم میباشد رابطه شهروندی و شهریاری بین مردم و حکومت بوجود می آید یعنی یک رابطه دوطرفه که مردم حق دارد حکومت و نخبه گان خود را تقرر نماید.

 درس اصول روابط بین الملل (ب)

استاد : مظفر خاوری

  جلسه سوم                                                                                          یکشنبه 22/6/1388

 ج : قواعد و قانونمندی های رفتاری نوین:

در بحث از قواعد و قانونمندی های رفتاری نکته اساسی این است که قواعد و قانونمندی های رفتاری ناشی از دولت های ملی در حال تغیر و تحول میباشد. در مورد اینکه چه قواعد و قانونمندی های رفتاری ناشی از دولت ملی چه قواعد و قانونمندی های رفتاری در حال تغیر و تحول میباشد بحث تقریبا روی این موضوع تمرکز دارد که دولت ملی که بر اساس قرار داد وستفالیا در سال 1648 بوجود آمده و با نام حاکمیت ملی در صحنه داخلی شهروندان را به اطاعت وامیداشت و در صحنه خارجی با سایر بازیگران به مقابله می پرداخت، هم اکنون این حاکمیت ملی از سوی دو دسته از تحولات داخلی و تحولات فراملی یا بین المللی در معرض چالش قرار گرفته است که نتیجه آن تعدیل حاکمیت ملی است. حال این تحولات ملی و تحولات بین المللی که باعث تعدیل حاکمیت ملی شده است کدام است؟

در بعد داخلی وقتی دولت ملی بوجود آمد لیبرال دمکراسی اساس دولت های ملی درداخل شد. یکی از اصول لیبرال دمکراسی فردمحوری بود به این معنی که دولت کمترین حق دخالت در زندگی خصوصی فرد را به دارد اما همین دولت که پذیرفته بود کمتر حق مداخله را در زندگی فرد دارد از تعامل مستقیم فرد با صحنه خارجی جلوگیری میکرد. تحولی که در بعد داخلی بوجود آمده است این است که پیشرفت تکنالوژی و گسترش ارتباطات این توانمندی را به فرد داده است که در سطح جهانی تاثیر گذار باشد ، یعنی فرد انسانی ضمن وفاداری به دولت ملی ، آمادگی پذیرش نقش شهروندی جهانی را یافته است. در سطح فراملی بحران های مانند بحران محیط زیست، انفجار جمعیت و خطرات ناشی از جنگ های اتومی زندگی کل بشریت را در معرض خطر قرار داده است یعنی امنیت کل بشریت در معرض تهدید قرار داده، بنابراین رفع این خطرات مستلزم همکاری های دسته جمعی میباشد. برخی از اندیشمندان روابط بین الملل برای این تغیر و تحول در قواعد و قانونمندی های رفتاری ( افزایش توانمندی فرد در سطح جهانی و گسترش همکاری های دسته جمعی ) دست به مفهوم سازی زده اند و مفهوم تکثر گرایی مدنی را بکار برده اند.

تکثر گرایی به معنی افزایش توانمندی فرد در سطح جهانی یعنی فرد انسانی آمادگی پذیرش نقش شهروندی جهانی را یافته است و مدنی به معنای این است که  برای فعال نمودن توانمندیهای فرد و رفع خطراتی که  زندگی کل بشریت  را تهدید میکند فرد نیازمند همکاری با جمع است. به عبارت ساده تر تکثر گرایی به معنی فرد و مدنی به معنی جمع گرایی میباشد.

 همگرایی منطقه ای ، وابستگی متقابل

- طرح موضوع

- نظریه همگرایی منطقه ای   1- تعریف همگرایی منطقه ای

                                      2- پیش زمینه های همگرایی منطقه ای

                                      3- عوامل همگرایی

- نظریه وابستگی متقابل

 پیش شرط های همگرایی   1- رفع نیازهای امنیتی و فیزیولوژیک

                                  2- یک پارچگی نسبی

                                  3- شروع از اهداف ثانوی

                                  4- ساختار دمکراتیک

طرح موضوع

در مباحث قبلی بر روی این موضوع تاکید شد که قواعد و قانونمندی های رفتاری باعث ایجاد محدودیت حاکمیت ملی شده است. این تحول و در کنار آن افزایش نقش سازمان ملل متحد شرکت های چند ملیتی، بنگاههای حقوق بشری در دوران پس از جنگ سرد باعث شده است که دولت ملی نقش انحصاری خود را در عرصه بین المللی از دست دهد. برخی از اندیشمندان روابط بین الملل  با توجه به تحولات مذکور این سئوال را مطرح کرده است که آیا دولت ملی میتواند در آینده به حیات خود ادامه دهد؟

درپاسخ به این سئوال دو نظریه ارائه شده است. طرفداران همگرایی منطقه ای به این باورند که دولت ملی از بین خواهد رفت و یک حکومت فوق ملی ایجاد خواهد شد. طرفداران وابستگی متقابل به این باورند که دولت ملی با قدرت و اقتدار تمام باقی خواهد ماند.

 تعریف همگرایی منطقه ای

همگرایی منطقه اشاره به پروسه ای دارد که در آن تعدادی از کشور ها که به همسایگی هم بسر میبرند گرد هم آمده و یک اتحادیه سیاسی اقتصادی فدرال را تشکیل میدهند.

اتحادیه سیاسی اقتصادی فدرال از نظر صاحب نظران به این معنی است که همانگونه که در کشورهایی که بر اساس سیستم فدرالی اداره میشود حکومت فدرال یا حکومت مرکزی تنها به تنظیم سیاست های پولی ، فرماندهی نیروهای مسلح و تنظیم سیاست های خارجی می پردازد و هر ایالت یا واحد فدرال در باره مسایل آمورشی، رفاهی، امنیتی و غیره مستقل و آزاد میباشد. این میکانیزم را میتوان در سطح منطقه ای نیز تطبیق داد. به این معنی که یک حکومت فوق ملی ایجاد کرد که مانند حکومت مرکزی یا فدرال تنها به تنظیم مسایل سیاست خارجی، مسایل پولی و فرماندهی نیروهای مسلح بپردازد و سایر حکومت ها مانند ایالات حکومت فدرال در خصوص تنظیم وسایل آموزشی و غیره مستقل باشند.

 پیش شرط های همگرایی منطقه ای:

1- ایجاد همگرایی منطقه ای در میان کشور هایی امکان پذیر است که نیازهای امنیتی و فیزیولوژیکی خود را رفع نموده باشد. به عبارت بهتر ایجاد همگرایی منطقه ای در میان کشورهایی امکان پذیر است که در قدم نخست توانسته اند مسایل قومی، قبیله ای را در درون کشور شان حل نموده باشند.

2- همگرایی منطقه ای در میان کشورهایی امکان پذیر است که دارای یکپارچگی نسبی باشد. بدین معنی که اعضای اتحادیه در ابعاد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دارای اشتراکات نسبی باشند.

3- پیش زمینه دیگر ایجاد همگرایی منطقه ای این است که همگرایی منطقه ای باید از اهداف ثانویه که قابل گفتگو و سازش است مثل همکاری های اقتصادی و فرهنگی شروع کردد تا به اهداف حیاتی که حاد و جدال انگیز میباشد.

4- ایجاد همگرایی منطقه ای مستلزم ساختارهایی دیموکراتیک میباشد زیرا همگرایی منطقه ای همراه با از دست دادن اقتدار و تضعیف حاکمیت ملی به نفع یک حکومت فراملی است. این فرایند باذات حکومت های توتالیتر و دیکتاتور که همواره به دنبال اقتدار مطلق است سازگار نیست.

 درس اصول روابط بین الملل (ب)

استاد : مظفر خاوری

  جلسه چهارم                                                                                        یکشنبه 29/6/1388

 عوامل همگرایی چگونگی شکل گیری فرایند همگرایی

 1- سیاسی شدن ( politicization)  فشار رهبران جوامع دمکراتیک بر رهبران آن

 2- بیرون گرایی ( externalization) احساس تبعیض ناشی از بیرون ماندن پروسه همگرایی

3- گسترش نفوذ ( spill-over) گسترش یک حوزه همکاری به دیگر حوزه ها

 عوامل همگرایی یا چگونگی شکل گیری فرایند همگرایی

در خصوص چگونگی شکل گیری فرایند همگرایی صاحب نظران همگرایی منطقه ای سه فرضیه سیاسی شدن ، بیرون گرایی و گسترش یا نفوذ را مطرح می نمایند. از نظر صاحب نظران همگرایی جوامع امروزی با مشکلات اقتصادی ، فنی و اجتماعی فراوانی مواجه می باشند که این مشکلات در حقیقت وجه مشتر یا مخرج مشترک همه کشورها میباشد (مانند مسایل مواد مخدر، زیست محیطی، انفجار جمعیت و غیره ..)

منظور از سیاسی شده این است که فرهنگ سیاسی جوامع دمکراتیک که مبتنی بر سازش ، گفتگو میباشد بر رهبران این جوامع فشار می آورد تا مشکلات شان را از طریق گفتگو و همکاری حل و فصل نمایند.

منظور از فرضیه دوم یا برون گرایی این است که با آغاز همکاری میان برخی از کشورها، کشورهایی که خارج از پروسه همکاری مانده اند بخاطر احساس تبعیض ناشی از بیرون ماندن از پروسه همکاری یا خود به این همکاری های منطقه ای می پیوندند یا آنکه به همراه سایر کشور ها همکاری های گروهی مشترکی را شکل میدهند که هر دوی این حالت باعث تقویت روند همگرایی میان کشورهای همجوار می شود.

منظور از فرضیه سوم ( گسترش یا نفوذ ) این است که همکاریهای مشترک در یک حوزه به سایر حوزه ها نیز گسترش یا نفوذ یابد.

به عنوان مثال همکاری های اقتصادی و فنی شرایط حقوقی و قانونی خاصی میطلبد، بنابراین همکاری های اقتصادی و فنی می تواند به همکاری های حقوقی و قانونی نیز منجر شود و گسترش یابد.

(( مبنای استدلال این نظریه شکل گیری اتحادیه اروپا است. شروع پروسه اتحادیه اروپا از اتحادیه ذغال سنگ و فولاد بین فرانسه و آلمان از سال 1950 آغاز شد. بعد ایتالیا ، هلند و لوگزامبورگ هم به این اتحادیه پیوستند( بدلیل برون گرایی و احساس تبعیض ناشی از برون ماندن از پروسه ) بعد بر اساس فرضیه گسترش یا نفوذ اعضای اتحادیه ذغال سنگ و فولاد اتحادیه انرژی اروپا را تشکیل دادند و بر اساس فرضیه برون گرایی کشورهای دیگری هم پیوستند و ... ))

وابستگی متقابل

در بحث وابستگی متقابل سه محور را توضیح خواهیم داد

1-     مفهوم وابستگی

2-     مفهوم وابستگی متقابل

3-     مبنای استدلال طرفداران نظریه وابستگی متقابل در خصوص چگونگی بقای دولت ملی

وابستگی در عرصه بین الملل به معنی رابطه یکجانبه است و زمانی ایجاد میشود که دو قدرت نابرابر با یکدیگر وارد مبادله شوند. در گذشته به لحاظ اینکه نوع مبادلات بیشتر حالت دو جانبه داشت ، کشورهای ضعیف میتوانستند برای حفظ استقلال خود از صحنه مبادلات دور باشند. اما امروزه با جهانی شدن ، ورود به عرصه جهانی به یک ضرورت اجتناب ناپذیر مبدل شده است.

مفهوم وابستگی متقابل

وابستگی متقابل به معنای ارتباط مستقیم و مثبت منافع کشورها است به قسمی که تغیر در منافع یک کشور منافع سایر کشور ها را نیز در همان جهت تغیر میدهد. ورود به عرصه وابستگی متقابل مستلزم پیش شرط هایی است که این پیش شرط ها از میزان توسعه یافتگی داخلی ناشی میشود. بنابراین چنانچه کشوری در داخل به توسعه یافتگی دست یافته باشد وارد عرصه وابستگی متقابل شده و در صورت عدم توسعه یافتگی بصورت اجباری یا داوطلبانه وارد عرصه وابستگی میشود.

طرفداران وابستگی متقابل در خصوص چگونگی ادامه حیات دولت ملی بر این باورند که در هر مقطع زمانی و در هر منطقه جغرافیایی نیاز های انسانی به  امنیت ایجاب میکند تا دولت ملی وجود داشته باشد. منتهی نسبت به پیش رفت زمان و توسعه ممکن است ماهیت امنیت از وجودی به رفاهی تبدیل شود و هم چنین ابزار تامن امنیت نیز از نظامی به اقتصادی تغیر کند.

استدلال دیگر طرفداران نظریه وابستگی متقابل برای ادامه بقای دولت ملی این است که الزاما رابطه کشورها بر اساس اشتراک منافع و همکاری نمی باشد بلکه رابطه کشورها ترکیبی از اشتراک منافع و همکاری و تعارض یا تضاد میباشد.

اشتراک منافع باعث همکاری بین کشورها میشود در حالیکه تضاد منافع باعث میشود تا دولت ملی بقای خود ادامه دهد. بنابراین در یک نتیجه گیری میتوان گفت که از نظر طرفداران نظریه وابستگی متقابل دولت ملی به دو دلیل باقی خواهد ماند

1-     نیاز انسانی به امنیت باعث ادامه حیات دولت ملی خواهد شد.

2-     تعارض منافع بین کشورها نیز باعث بقای دولت ملی خواهد شد.

 درس اصول روابط بین الملل (ب)

 استاد : مظفر خاوری

  جلسه پنجم                                                                                            یکشنبه 06/7/1388

محور دوم

استراتیژی

عناوین بحث    1- تعریف استراتیژی و اقسام آن

                    2- چگونگی تدوین استراتیژی ملی

                    3- نقد و ارزیابی استراتیژی توسعه ملی افغانستان

Stratos   به معنی ارتش

Agein    به معنی هدایت کردن

مفهوم استراتیژی:

 به معنای هنر به کارگیری هرچه بهتر امکانات برای رسیدن موفقیت آمیز به مقصد در مقابل سایر بازیگران است

درین تعریف از استراتیژی دونکته بسیار مهم  نهفته است که درک این دو نکته در شناخت مفهوم استراتیژی بسیار مهم است.

1-     استراتیژی مفهومی ثابت نمیباشد بلکه سیال میباشد. به این معنی استراتیژی از مسایل روز الهام میگیرد. به عنوان مثال میتوان به این موضوع اشاره کرد که تا قبل از 11 سپتامبر مبارزه با تروریزم و بنیادگرایی در استراتیژی امریکا جایگاهی نداشت اما به محض وقوع حادثه  11 سپتامبر استراتیژی مبارزه با تروریزم و بنیادگرایی به یکی از محور های اساسی استراتیژی امریکا  تبدیل شد. به همین جهت است که گفته  میشود استراتیژی از مسایل روز سر چشمه میگیرد.

2-     در استراتیژی حد اقل وجود دو بازیگر شرط است که این دو بازیگران ( کشور ها) به قسمی از اقسام با یکدیگر ارتباط منافع دارد.

 رابطه استراتیژی ملی و سیاست خارجی

استراتیژی ملی در جاهایی مانند شورای امنیت ملی کشور، قوه مقننه و کابینه کشور تدوین میشود و به عنوان راهنما و چراغ هدایت به بخش های مختلف کشور ابلاغ میشود. دستگاههای مختلف کشور موظف به است که باتوجه به این استراتیژی ملی و بر اساس حوزه تخصص شان استراتیژی های موضوعی خود را در هربخش تدوین نموده و به عنوان رهنمون به واحد های تحت امرشان ابلاغ نماید. با این تشریحات مشخص میشود که دستگاه سیاست خارجی نیز همانند دیگر دستگاه های کشور در نظر گرفته شده است که مجری تطبیق استراتیژی ملی در بخش سیاست خارجی باشد.

 اقسام استراتیژی

-         انزوا گرایی

-         بیطرفی

-         عدم تعهد

-         اتحاد و ائتلاف

هر کشوری بنا بر میزان توانمندی داخلی و موقعیت جغرافیایی دارای یکی از چهار قسم استراتیژی فوق میباشد.

 استراتیژی انزواگرایی

عبارت از کاهش ارتباطات ( سیاسی ، فرهنگی ، نظامی و اقتصادی) و بستن دروازه های کشور بر روی اقسام گوناگون نفوذ. کشوریکه به دنبال استراتیژی انزوا گری میباشد علاوه بر عوامل داخلی باید از موقعیت جغرافیایی مناسب نیز برخوردار باشد. یعنی دور از مناقشات بین المللی باشد تا بتواند بصورت موفقیت آمیز استراتیژی انزواگرایی را دنبال نماید. امریکا و جاپان دو نمونه از کشور هایی هستند که برای مدت طولانی در قرن 19 از استراتیژی انزواگرایی پیروی نمودند. از یک سو موقعیت مناسب جغرافیایی به آنها این امکان را میداد که استراتیژی انزوا گرایی را اتخاذ نمایند و از سوی دیگر به علت آنکه نظام های خاور دور و قاره آمریکا هنوز تحت نفوذ دولت های اروپایی نبود دو  کشور مذکور میتوانستند استراتیژی انزواگرایی را دنبال نمایند. انگیزه اصلی امریکا و جاپان از استراتیژی انزواگرایی جلوگیری از نفوذ دولت های اروپایی در کشور شان بود.

 درس اصول روابط بین الملل (ب)

استاد : مظفر خاوری

  جلسه ششم                                                                                         یکشنبه 19/7/1388

 اقسام استراتیژی ( ادامه)

- استراتیژی انزواگری

- استراتیژی بیطرفی

- استراتیژی عدم تعهد

- استراتیژی اتحاد و ائتلاف

( این استراتیژی ها تاریخی هستند که در مقطعی از تاریخ بعضی از کشور ها اختیار کرده اند)

                             

استراتیژی بیطرفی

براساس تعریف دولت بیطرف دولتی است که استقلال و تمامیت ارضی آن براساس یک توافق میان قدرت های بزرگ به رسمیت شناخته شده است مشروط بر آنکه کشور بیطرف از نیروهای نظامی خود مگر در حالتی که صرفا جنبه تدافعی داشته باشد استفاده ننماید. به عبارت بهتر در استراتیژی بیطرفی کشور بی طرف خود را از حق همپیمانی با سایر کشورها محروم میکند بدان امید که استقلال سیاسی و تمامیت ارضی اش حفظ گردد. نکته مهم در خصوص استراتیژی بیطرفی این است که استراتیژی بیطرفی علاوه بر منافع کشورهای بیطرف تابع منافع کشورهای بزرگ نیز میباشد یعنی استراتیژی بیطرفی باید در راستای منافع کشورهای قدرتمند باشد تا بصورت موفقیت آمیز مورد استفاده قرار گیرد.

 اقسام بیطرفی

1-     بیطرفی دایمی : قسمی از استراتیژی بیطرفی است که یک کشور برای یک مدت زمان طولانی بیطرفی را به عنوان خط مشی کلان خود انتخاب میکند. کشوری که از استراتیژی بیطرفی دایمی پیروی میکند حق ورود به سازمانهای بین المللی و اتحادیه های منطقه ای و بصورت کلی روابطی که تعهد آور باشد را ندارد. سویس از سال 1815 تا کنون بیطرف میباشد.

2-     بیطرفی موقت: زمانی اتقاق می افتد که یک کشور بخاطر وقوع برخی از حوادث مانند جنگ یا انقلاب سیاسی ممکن است بصورت موقت اعلان بیطرفی نماید. مثل ایران در جنگ جهانی دوم.

3-     بیطرفی مثبت: در بیطرفی مثبت کشور ضمن آنکه از ورود به مناقشات و در گیری های بین المللی خود داری مینماید در عین حال نقش فعال و مثبت را در مناقشات بین المللی ایفا میکند.

4-     بیطرفی منفی: در مقابل استراتیژی مثبت قراردارد. در این استراتیژی کشور بجای ایفای نقش مثبت و فعال در مناقشات بین المللی صرفا به هر وسیله ای سعی دارد تا از مناقشات بین المللی دور بماند یا نقش مخرب و منفی را در درگیری های بین المللی ایفا میکند.

 استراتیژی عدم تعهد

استراتیژی کشور های جنبش عدم تعهد میباشد. پس از جنگ جهانی دوم و شکل گیری نظام دو قطبی به رهبری امریکا و شوروی ، گروهی از کشورهای جهان سوم که عضو دو بلوک نبودند به دنبال اتخاذ سیاست های مستقل در سطح نظام بین الملل بودند. بنابراین برخی از کشورهای جهان سوم برای نخستین بار در سال 1955 در کنفرانس باندونگ اندونزی ( به شمول جواهر لعل نهرو از هند ، احمد سوکارنو و مارشال تیتو ) نهضت عدم تعهد را پایه گذاری نمودند. که ایده اساسی آنها عدم تعهد نسبت به دو بلوک و اتخاذ سیاست های مستقل در نظام بین الملل بود. در مجموع اصول استراتیژی عدم تعهد را بر اساس نشتست های آن از سال 1955 تا 2007 در هاوانا را اینگونه استخراج نمود.

1-     عدم پیوستن به اتحادیه های نظامی و غیره .....

2-     کمک به جنبش های آزادی بخش

3-     احترام به اصل برابری حاکمیت کشورها

4-     اصل همزیستی مسالمت آمیز

 تشابه و تفاوت استراتیژی های بیطرفی و عدم تعهد

هم در استراتیژی بیطرفی و هم در استراتیژی عدم تعهد، کشورهای مذکور از پیوستن به اتحادیه های نظامی و سایر تعهدات الزام آور نسبت به قدرت های بزرگ خود داری مینمایند. اما علی رغم این تشابه اساسی تفاوت های زیر میان استراتیژی بیطرفی و عدم تعهد وجود دارد:

1-     اتخاذ استراتیژی بیطرفی علاوه بر منافع کشور بیطرف تابع منافع قدرت های بزرگ نیز میباشد یعنی قدرت های بزرگ در تعیین استراتیژی بیطرفی نقش دارند در حالیکه در استراتیژی عدم تعهد کشورها این استراتیژی را تنها بر اساس منافع و صلاحدید خودشان اتخاذ مینمایند. یعنی قدرت های بزرگ در تعیین استراتیژی عدم تعهد نقشی ندارند.

2-     کشورهایی که از استراتیژی بیطرفی پیروی میکنند به دنبال حفظ وضع موجود میباشند در حالیکه کشورهایی که از استراتیژی عدم تعهد پیروی میکنند به دنبال تغیر وضع موجود میباشند.

3-     تفاوت سوم استراتیژی های بیطرفی و عدم تعهد یک تفاوت حقوقی میباشد . به این معنی که کشورهای بیطرف حق عضویت در سازمان ملل متحد را ندارند ( براساس ماده 43 منشور ملل متحد) در حالیکه کشورهاییکه از استراتیژی عدم تعهد پیروی میکنند تنها به عضویت در سازمان ملل متحد اکتفا نمیکنند.

درس اصول روابط بین الملل (ب)

  استاد : مظفر خاوری                                                                    

  جلسه هفتم  &

/ 0 نظر / 4 بازدید