هنر در روابط عمومی

 

   جلسه دوم:           01/12/1391            تاریخ هنر: 1.      دوره پارینه سنگی: تمدن بشری از 30.000 سال پیش جریان دارد، از حدود 15.000 الی 10.000 سال پیش نشانه هایی از هنر نقاشی از دورن غارها بدست آمده است، به این دوره،‌ دوره پارینه سنگی که همان دوره بدون ابزار و سنگ مداری است، می باشد، این آثار در غارهای لاسکو در فرانسه، آلتامیرا در اسپانیا و لرستان کشف شده است. این تصاویر در انتهای غارها که بسیار تاریک و مخوف است، کشف گردیده که نشان دهنده آئین ها و مراسمات آنها بوده است و این تصاویر بسیار واقعی بوده و به واقعیت نزدیک بوده است و هرچه این تصاویر بزرگتر و قویتر بوده است، برکت آن بیشتر بوده است و یا اینکه می خواستند این تصاویر را تسخیرکننده نشان دهند.   ویژگی های دوره پارینه سنگی: 1.       واقع گرایی و طبیعی بودن. 2.       آئینی بودن و مختص مراسمات خاص.   2.      دوره نوسنگی: این دوره از تمدن بشری از 10.000 تا 3.000 سال قبل از میلاد بوده است. این دوره در واقع یک انقلاب در زندگی بشر است که حدود 7.000 سال طول کشید.   ویژگی های دوره نوسنگی: دوره ای است که ویژگی های اساسی تمدن بشر بوجودآمده است، این دوره در واقع یک انقلاب در زندگی بشر استکه حدود 7.000 سال طول می کشد. 1.       کشف آتش و فلزات (مفرغ) 2.       اختراع خط تصویری (هیروگلیف) برای ثبت داد و ستد و حسابرسی و تجارت که برای اولین بار برروی خشت بوده است. 3.       بوجودآمدن کشاورزی 4.       بوجودآمدن دولت ـ شهرها، که مانند ایالت های فعلی هستند که یک شهر بزرگ بود و برای خودش حاکم داشت ولی تحت نظارت حکومت مرکزی قرارداداشت، دراین دوره قوانین شکل گرفت و دین بوجودآمد.             هنرهای دوره نوسنگی: 1.      سفال:از حدود 8.000 سال پیش وجودداشته و آثار آن کشف شده است به این دلیل که ما در منطقه ای هستیم که خاک زیادی در وجود دارد و به راحتی از خاک ساخته می شده است. از حدود 4.000 سال پیش از میلاد و اختراع چرخ سفال گری، باعث بوجودآمدن تولید انبوه و زیبایی و تقارن در سفال ها می شود که هنر با صنعت ترکیب می شود. بعدها با استفاده از لعاب و پخت آنها در کوره، سفال ها دارای استحکام بیشتری گردیدند. 2.      فلزات ( عمدتاً قلع ):که شامل کنده کاری برروی فلزات بدلیل نرمی و شکل پذیری آنها بوده است 3.      نقش برجسته ها: کنده کاری بر روی سنگ ها در کاخ ها، مکان های مقدس و ... 4.      سنگ ها:  در منطقه زیستی ما بسیار کم بوده اند ولیکن برروی همین سنگ های موجود نیز اقدام به کنده کاری می نمودند.   ویژگی عمده هنر دوره نوسنگی: 1.       در هنره این دوره بیشتر انتزاعی و ذهنی است. 2.       کاربردی است و در زندگی مورد استفاده قرار می گیرد.   دراین دوره تمدن ها بیشتر در زمین های حاصلخیز کنار رودها بوجودآمده است که اولین و مهم ترین آنها بین النهرین (میان رودان) که در بین دجله و فرات بوده است، دومین منطقه، حوزه رود نیل در مصر و سومین منطقه، حوزه رود سند در هندوستان است بوجودآمده که یک سری قبایل در این مناطق زندگی می کردند، قبایلی همچون، پارس ـ ایلام ـ اَکَد ـ بابل ـ ماد ـ سومریها و آشوری ها در منطقه بین النهرین حضور داشتند. اقوام آریایی که افرادی بسیار دلیر، جنگاور و باهوش بودند، شغل آنها بیشتر چوپانی و دام داری بود و بسیار سرمایه دار و پولدار بودند و اموال شان را در کنارشان و در قبرشان دفن می کردند، در هنگام مهاجرت از مناطق شمالی ایران (سیبری) به سه دسته تقسیم می شوند: 1.       دسته ای به سمت اروپا می روند. 2.       دسته ای به سمت کشمیر و نپال در شمال هندوستان می روند. 3.       دسته ای نیز در فلات ایران (کویر لوت و کویر نمک  که در آن زمان دریاچه بوده است) ساکن شدند که بعدها با خشک شدن دریاچه به سمت کوهپایه زاگرس که بسیار زیبا و حاصلخیز بود، مهاجرت کرده و در آنجا سکنی گزیدند. آریائی ها با تمامی اقوام ایرانی متحدشدند و برضد آشوری ها عمل می کنند و آشوری ها را شکست می دهند و دولت ماد و پس از آن هخامنشی را تشکیل می دهند.   3.      دوره هخامنشی: انواع هنر در دوره هخامنشی: 3.1    در معماری کاخ ها که شامل آثار حجاری و سنگ تراشی و نقش برجسته ها است که همراه با تزئین و اقتدارطلبی است، بسیار بارز است. 3.2    در تالارهای بزرگ که شامل ایجاد کف پوش های زیبا و پرده های عظیم که نشان دهنده صنعت نساجی آن زمان است و همچنین استفاده از چوب در سقف این تالارها. 3.3    ضرب فلزات همچون طلا و نقره که شامل ضرب سکه ها و عکس برجسته است، این هنر کاربردی نیست و بیشتر جنبه تزئینی دارد. 3.4    کنده کاری برروی سنگ ها   ویژگی های هنر هخامنشی: 1.       دارای بیان دنیوی بوده و مذهبی و دینی نبوده است. 2.       بسیار موزون و تجربه در کار است و انتزاعی است و به دنبال عظمت، اقتدار و فاخر بوده است، مثلاً: لباس های فاخر و زیبا و فرش های زیبا. 3.       از لعاب و آجرهای لعابی به وفور استفاده می شده است و لعاب های فیروزه ای بسیار زیاداست و دارای زمینه های نخودی  با خطوط مشکی و زمینه قرمز با خطوط سفید بوده است.   جلسه سوم:           08/12/1391            دوره حمله اسکندر مقدونی: در این دوره با حمله اسکندر مقدونی  همراه با نابودسازی آثار هنری و باستانی و سوزاندن تخت جمشید بود، می باشد.   دوره اشکانیان: اشکانیان زیرسلطه یونانی ها بودند و هنر بیشتر ضرب سکه بود، آنها یونانی دوست بودند و برثبت نقش و نگار برروی سکه ها تلاش می کردند که از یونان اقتباس کرده بودند و از آثار این دوره می توان به نقاشی دیواری (فرسک) که از یونان الهام گرفته شده بود، اشاره کرد که نحوه انجام نقاشی دیواری بدین صورت بود که تا زمانی که گچ برروی دیوار خیس است، رنگ را برروی دیوار می گذارند تا رنگ داخل گچ برود که به این شیوه فرسک می گویند، اولین نقاشی دیواری ایران در کوه خواجه در سیستان است که تحت تأثیر هنر رم و یونان ایجاد گردیده است. اشکانیان موزائیک سازی را به صورت ریز ریز از کنار هم قراردادن قطعات شکسته شیشه و موزائیک برروی گچ ساخته شده است از جمله این آثار می توان به معبد خورشید در هاترا نام برد.   وجه هنر در دوره اشکانی: 1.       هنر ایرانی 2.       هنر یونانی 3.       هنر ترکیبی یونانی ـ ایرانی   خط این دوره پهلوی و زبان آن به صورت فارسی میانه و اوستایی بود.   دوره ساسانی: ویژگی خاص این دوره سیطره کامل دین زرتشت است. ساسانیان می خواستند تمام عظمت و قدرت هخامنشیان را بدست آورند و زنده کنند، آنها کاخ ها و تالارهای بزرگ ستوندار را با طاق های ضربی و چوبی می ساختند که این طاق های ضربی بعدها اساس معماری اسلامی شد از جمله می توان به طاق کسری اشاره کرد که در ساخت مساجد و مکان های مذهبی بسیار مؤثر بود. در این دوره گچ بری های بسیار زیبا و پیشرفته و نقش برجسته های خاص گچی سیستان که دارای توازن، تقارن و نوعی سکون می باشد، دیده می شود. بنیان نقاشی (نگارگری) ایران براساس نقاشی مانی براساس کتاب ارژنگ یا ارتنگ مانی، است. شکل آدم ها وگیاهان بسیار شبیه گیاه های اسلیمی است. بنیادهای نقاشی ما بسیار ضعیف است، مانی برروی کاغذ پاپیروس و پوسته درختان و خشت و گل نقاشی می کرد. پارچه بافی در دوره ساسانی بسیار معروف است که زربافت و سیمگون و زرگون است که تار و پود آن، نخ های گلابتون است و نساجی بیشتر پیشرفته داشته و صادر نیز می شده است، قالی معروف این دوره، بهارستان است که کاخ تیسفون با آن فرش شده بوده است که نه تنها سیمگون و زرگون بوده است،‌ با جواهرات نیز تزئین شده است. فلزکاری در دوره ساسانی بسیار رشد داشته که بعد از اسلام این ظرف ها مکروه دانسته می شود، پیشرفته صنعت فلزکاری مثل چکش کاری، ورق کاری در این دوره می باشد. «ضرب سکه که تصویر پادشاهان با تمامی ظرافت ضرب می شد» موسیقی در این دوره توسط باربد و نکیسا در دستگاه های همایون و شور بوجودآمده و این موسیقی ملی در آن زمان پایه گذاری شد و انواع سازها مثل عود و چنگ از سازهای این دوره می باشد. سرود گات، سرودهایی هستند که به صورت سرودهای کلیسایی هستند که به آن موسیقی مذهبی می گفتند که در نمایش آئینی سوشون (سوگ سیاوش) از آن استفاده می شده است. « سیاوش دلیری است که بخاطر پاکی شهید می شود » آئین قوالی، مثل پرده خوانی، نقالی در این دوره اجرا می شده است. از دیگر آئین های این دوره درخت زرایران است که یکی از اسطوره های ایران است. مهم ترین اتفاق این دوره،‌ تأثیرپذیری هنر این از تمدن هایی چون مصر،‌ یونان، چین و هند بدلیل گستردگی امپراطوری ساسانی می باشد. « تأثیر متقابل هنر این تمدن ها بر هنر ایران/ تبادل فرهنگی »   ویژگی های هنر دوره ساسانی: 1.       هنر در این دوره بسیار واقع گراست. « فرق هنر دوره ساسانی و هخامنشی در واقع گرایی و تجربه است » 2.       ویژگی دیگر این دوره، ایجاد نقاشی است که مانی پیامبر آن را معجزه خود می دانست و حرف ها و نصیحت های خود را با نقاشی انجام می داده است.   جلسه چهارم:           15/12/1391          سایر تمدن ها در عصر و زمان ساسانی: وقتی از هنر باستان صحبت می کنیم (تا قرن 19 میلادی) باید به دین، آئین و مذهب مردم توجه کنیم، در قرن 19 دین از هنر جداشد.   تمدن مصر: اتفاق مهمی که در هنر مصر باستان حادث شده، این است که این هنر کاهنی است و تحت سیطره کاهنان بوده است و هنری است که روایتگراست و داستانش مشخص است، این هنر مذهبی، ایستا و به شدت دینی بوده است. از اعتقادات مردم مصر می توان به مورد ذیل اشاره نمود: آنها اعتقادداشتند، فراعنه نماینده و یا پسر خدایان برروی زمین هستند و هر کسی که می میرد، موجود درون بدن او « کا » از آن جدا می شود و آنها باید بدن او را مومیایی کرده و تازه نگه دارند تا کا دوباره به بدن آنها بازگردد. عمل مومیایی در معابد انجام شده و همچنین مجسمه هایی شبیه آنها می ساختند و برروی تابوت شان قرار می دادند به این دلیل که وقتی کا برمی گردد، بتواند جسد خود را پیداکند. قبرهای مصری بسیار بزرگ بوده و تمام وسایلی که آنها در زندگی استفاده می کردند از قبیل: لباس، خوراک و وسایل جنگی وحتی زنان فراعنه را در کنار آنها دفن می کردند، این تفکر باعث ایجاد پیکره سازی در این تمدن شده است. آنها به دنیای پس از مرگ اعتقاد داشتند و به همین دلیل به هنر آنها دنیایی می گفتند. آنها برای قبرها که همان اهرام مصر هستند، اهمیت خاصی قائل بودند و آنها را به صورت مصطبه و پلکانی می ساختند در زمان فخرن فرعون دوم و فرعون بزرگ ساخت اهرام پایه گذاری شد که مدت زمان ساخت آنها کمتر از 10 بود، برای پادشاهان و خدایاناسفنگس می ساختند، اسفنگس ها حیوانات اساطیری به اندازه سه برابر اندازه یک آدم (مانند: سرعقاب و تن گاو) که از حیواناتی مانند: عقاب، گاو، شیر هستند و اعتقاد داشتند که آنها نگهبان کائنات هستند، از این قبیل می توان به مجسمه ابوالهل اشاره کرد که همان مجسمه و نماد فخرن است که بزرگترین بنای سنگی دنیاست. نقاشی در تمدن مصر به سه دسته تقسیم شده است: 1.       اسطوره ای: تصویر خدایان 2.       آئینی:  مراسم تدفین ( هنر مردگان ) 3.       هنر واقع نگاری:  تصاویر مردم درحال کار، ماهی ها و ... آنها خیلی زیاد به واقعیت و واقع نگاری وفادارند و هر چیزی را دقیقاً عین همان شکل می کشیدند. یک سری تصاویر و نقاشی های قراردادی در مصر داریم، یعنی همه جا رعایت می شود،‌ که استفاده از صورت نمادین تصویر می باشد، بنحویکه صورت از نیم رخ، بدن از روبرو و پاها از نیم رخ است. فرعون توت فنخ آمون پسر 18 ساله ای بوده است که بر اثر بیماری می میرد و مومیایی آن را درون سه تابوت می گذارند که در داخل هم می روند، تابوت ها فرم بدن فرعون را داشتند و از طلای ناب ساخته شده بودند و برروی آن فلزکاری بسیاری انجام شده بود و روی صورت او نقابی از طلا گذاشته بودند، این طلا بسیار درخشان بودند به طوریکه اولین نفراتی که تابوت او را کشف کرده بودند با مشاهده نقاب مرده اند. تابوت او نقاشی شده بود و تصاویری از جنگ برروی آن نقاشی شده بود. هنوز تمامی رمز و رموز اهرام ثلاثه شناسایی نشده است و هنوز به صورت یک معما است، در داخل اهرام پر از جواهرآلات و طلاست و مردم مصر معتقدند، این اهرام طلسم شده است و هر کسی وارد آن شود، می میرد. یکی از ویژگی های مهم مصر این است که آثار باستانی آن کمتر به غارت رفته است.   هنر تمدن هند: تمدن هند یکی از تمدن های بزرگ است که در کنار رود سند بوجودآمده است. از ویژگی های این تمدن می توان به تعدد دینهای مختلف است، ولی این تکثر ادیان منجر به وحدت در این کشور شده است. یک دسته از آریائی ها شمال شرقی دریای خزر کوچ کرده بودند به منطقه هند می روند و اولین تمدن را در کنار رود سند تشکیل می دهند، در اوایل قرن بیستم (سال 1920) دو شهر موهنجودارو و هاراپا در این منظقه پیداشدند که ریشه این دو شهر به 1.500 سال قبل از میلاد برمی گردد که اصول شهرسازی مانند: فاضلاب، ساختمان های چندطبقه، حمام و دیوار پیرامونی شهر به اندازه 13 متر، در آن رعایت شده است که الگوی آن در شهر سوخته در سیستان و بلوچستان وجود داشته است. ظهور بودا در هند است، او شاهزاده ای بوده و تفکرات خود را تا 12 سالگی نوشته و تفکراتش در تمام آسیای جنوب شرقی وجود دارد، اساس دین بودا، طبیعت است و انسان را بخشی از طبیعت می داند، این دین اعتقاد به تناسخ دارد به نحویکه هر وقت فرد می میرد به موجود دیگری تبدیل می شوی. شخصی بنام بودیساتورا، بودای موعود است که دنیا را در آینده نجات می دهد، این تفکر باعث وحدت ملت هند شده است و این تفکر در نقاشی،‌ مجسمه و ... دیده می شود. در ابتداء تصویری از بودا وجود نداشته است و او را بیشتر در حیوانات تصویر می کردند و در قرن دوم و پس از ظهور یونانیان در شمال افغانستان باعث تغییر در تفکرات هندیها گردید و تصویری امروزی بودا ساخته شد. اساس تفکر در هند، در ریاضت است. دومین مذهب هند، برهما یا هندو است که از قرن 7 تا 13 میلادی در هند رواج پیدا کرد که سه خدا دارد: 1.       خدای برهما 2.       خدای ویشنو 3.       خدای شیوا 1.      خدای برهما:  خدای کائنات است که دنیا را خلق کرده و بازنشسته شده است. 2.      خدای ویشنو:  خدای محافظ کائنات است که آن را نگه می دارد. 3.      خدای شیوا:  خدای حرکت و برکت است که همه چیز را تغییر می دهند که تصویر آن درحال رقص با چهار دست است. معابد آنها، به نام استوپ هستند که فرم گنبدی شکل به صورت نیم کره است و اطراف آن به صورت نرده سنگی و با یک دروازه است. معابد جاهایی هستند که یا بودا در آنجا بوده و یا از آن رد شده است. در آنجا یک سری سکو وجود دارد که وسایل زندگی بودا برروی آن است، در بیرون معابد یک سری حجم ها از زندگی بودا وجود داردکه در استوپ سانچی بسیاری از آن وجود دارد. بیشترین تأثیر را خدایان ویشنو و شیوا دارند.   انتقال اسلام از ایران به هند: در قرن  هفتم هجری (13 میلادی) همایون شاه از پادشاهان هند به دربار شاه طهماسب پناه آورد و ساکن شد و تحت تأثیر فرهنگ و هنر ایرانی قرارگرفت و شاه طهماسب به او کمک کرد تا او خود را احیا کند، این مهاجرت باعث شد که هنر ایرانی و اسلام به هند برود و اولین کسانی که اسلام را به هند بردند، ایرانی ها بودند. خط نستعلیق نیز از خطوط مقدس هند است و زبان فارسی از زبان های هندی بشمار می آید. در دوره تیموری که مغول ها به ایران آمده بودند به شدت تحت تأثیر هنر ایرانی قرارگرفته و شخصی به نام شاه جهان (نوه تیمور) در منطقه آگرا برای همسرش تاج اقدام به ساخت کاخی با سنگ سفید که آن را نماد عشق می دانند و آن را تاج محل می نامند. معماری این بنا تحت تأثیر هنر ایرانی ـ اسلامی است و کتیبه های قرآنی تاج محل با خط نستعلیق است و به آن دوره، دوره هنر اسلامی در هنر می گویند. مغول ها هنر ما و هند را نجات دادند و باعث تشکیل بسیاری از کتابخانه ها در ایران و هند بودند و هنر را بسیار ترویج کردند و یک سری اشکال چینی را وارد هنر ایرانی کردند و باعث تبادل مفاهیم هنری بین ایران و چین شدند. فنون کتاب آرایی از این دوره در هند رواج پیداکرد و توسط همایون شاه در اواسط قرن 16وارد ایران شد و عاشق هنر ایرانی می شود و سه هنرمند دوست مصور، میرسیدعلی و عبدالصمد را با خود به هند می برند و باعث ترویج هنر ایرانی در هند می شوند. نسخ خطی این دوره با خط نستعلیق در هند رایج می شود که خط مقدس در هند شناخته می شود و زبان فارسی، زبان رسمی مسلمانان هند می شود و به ایجاد کتابخانه عظیم هم در هند و هم در ایران می شود.   جلسه پنجم:           22/12/1391          برگزار نشد ... جلسه ششم:           20/01/1392 هنر چین: هنر چین در واقع در کنار رود زرد حدود 5.000 سال قبل از میلاد تمدنی بوجودآمد به نام تمدن چین که ویژگی اصلی آن این بود که مردم آن دارای دین خاصی نبودند و دین نداشتند. ریشه هنر در دین است و تمامی ملیت ها هنرشان یا دینی بوده و یا سیاسی. در چین 3 تفکر حاکم بوده است که آنها اساس تفکرات دینی شرق را پایه گذاری کردند: 1 ـ  لائوتسه:او متفکری است که کتاب راه و قدرت های آن (دائوچینگ) را نوشت او در این کتاب یگانگی نیروهای طبیعی را بیان می کند و بیان می کرد هر اتفاقی نشانه ای است برای اتفاقات بعدی که در پیش روی داریم. او اساس یکی از تفکرات چین را در سال 700 ق.م پایه گذاری می کند. 2 ـ  کنفوسیوس:او فیلسوف بزرگ شرق است که مباحث اجتماعی را مطرح می کند، بایدها و نبایدها و دستورالعمل های حکومتی را بیان کرده و قانون اجتماعی را مطرح می کند و مباحث لائوتسه را پوشش می دهد، به او فیلسوف مصلح یا فیلسوف اجتماعی می گویند. اساس تفکرات او بهبود در روابط اجتماعی بود و دستورالعمل هایی را برای حقوق و دستمزد ارائه نمود. 3 ـ  بودا:دین بودا در هند بوجودآمده و در قرن اول میلادی به چین رسید، بودائیان اعتقادات شان براساس تعالیم زیستی و طبیعی بود که ما جزئی از طبیعت و مقهور آن هستیم و در طبیعت ذوب می شویم و نیروهای طبیعی برآن حاکم است، بودا نظرات لائوتسه و کنفوسیوس را کامل کرد. این سه نفر اساس تفکر دینی و مذهبی چین را پایه گذاری کردند. هنر اول «خوشنویسی»: لائوتسه به خوشنویسی و خط معتقدبود و شخصیت و آینده افراد را از روی خط مشخص می کرد. خوشنویسی هنر اصیل چین است. خط چین، ایدئوگرام و مفهوم نگار است،‌ مثلاً : مرگ به شکل خاصی نوشته می شود. حروف زبان آواییو الفبای هستند و خیلی راحت نوشته می شود ولی حروف چینی آوانگار نیستند و برای هر کلمه یک شکل دارند، مثلاً خورشید یک شکل خاص خود را دارد که شکلش را می کشند. وحدت فرهنگی چین بدلیل همین خط چینی است و خط چینی درحال حاضر یکی از خطوط رسمی دنیا می باشد. شکل زبان چینی الفبایی نیست و تصویرخوانی است و زبان چینی بسیار سخت است. اساس هنر چین خط است و ابزار آن مرکب، قلم و کاغذ است، در چین کاغذ و چاپ اختراع می شود، چینی معتقدند وقتی خط می نویسی باید پاک و منزه باشی و تمرکز داشته باشی و در طبیعت تفکرکنی. هنر دوم «نقاشی»: در نقاشی دقیقاً همان ابزاری را استفاده می کنند که در خط مورد استفاده قرارمی گیرد. در نقاشی از رنگ استفاده می کنند، آنها معتقدند رنگ ما را از جوهر طبیعت دور می کند و نقاشی های چین عمدتاً تک رنگ است. بودا و لائوتسه اعتقادات نزدیکی داشتند که تلفیق این دو اعتقاد تبدیل به تفکری به نام « چان » شد که در ژاپن به « زن » می گویند. « شر » مکتب جدیدی است که به طبیعت، تجربیات در زمینه منظره های طبیعی اهمیت می دهد و خودش را بخشی از طبیعت می داند که خود را در آن می بیند و می گوید اصل طبیعت است و طبیعت را اساس دنیا می دانند و در نقاشی ها بیشتر از منظره استفاده می کنند، نقاشی دارای خط هایی بود که سبب تفکراتشان است که در خود را نقاشی فرض کند. ویژگی نقاشی چینی: 1.       نقاشی چینی دارای فضای خالی است. 2.       نقاشی چینی تک رنگ است. 3.       نقاشی چینی به صورت تندنگاری می باشد و نقاش، نیروهای طبیعت را جذب می کنند و خیلی سریع نقاشی می کنند. 4.       خیلی از نوشته در نقاشی استفاده می کنند و در کنار شعر از یک شعر یا هایپکو استفاده می کنند. هنر سوم «معماری چین»: آنها دارای معماری خاصی نیستند، چون مصالح در چین بسیار کم است و بیشتر چوب وجود داردو فضای آنها با شرایط آب وهوایی شان سازگاراست که شیروانی هایی با سفال است ، یکی از عمارت های بزرگ چین، شهر ممنوعه است که فضای معماری بسیار بزرگی دارد با پیکره های سفالی که در سال 1974 کشف شده است که شامل یک لشگر با سرباز و اسب و تجهیزات که از سفال ساخته شده است که سربازها همه به صورت ایستاده و در قد و قواره انسان واقعی هستند. اساس تفکرات مکتب چان: 1.       خانواده 2.       امپراطور (حاکمان) 3.       طبیعت آنها بسیار مطیع و سخت کوش هستند و ارتباط شان با حیوانات مختلف زیاد است و آنها را می خورند و می گویند هر چیز طبیعی برای آنها مفید است. هنر چهارم «سفالگری چین»: سفال های لعاب دار، چینی های معروف که بسیار در ایران طالب داشت که به خاک سفیدی دست یافتند که بوسیله آن سفال ها را لعاب می دادند و به کل دنیا صادر کردند. از دیگر صنایع دیگر چین می توان به پارچه اشاره نمود.   هنر ژاپن: ژاپن همسایه جنوبی چین است از هزار سال ق.م. بوجودآمده و اسناد هنری آن مربوط به 400 ق.م. می باشد. در قرن 5 تا 7 میلادی از طریق جاده ابریشم با دنیا آشنا شدند و ارتباط دیگری با دنیا نداشتند و بیشترین ارتباط شان باچین بود و تا قرن 12 زیر سیطره چین بود و به لحاظ فکری بسیار شبیه چین بودند و مکتب چان را به اسم مکتب زن در ژاپن رواج دادند که طرفداران بیشتری دارد.مکتب اصلی آن شینتو است که تحت تأثیر تفکرات چینی، بسیار به خانواده اهمیت می دهد و بسیار به حکمران و طبیعت بسیار معتقدبودند و بسیار مطیع هستند ولی از قرن 12 میلادی و پس از جدایی ژاپن از چین، بین هنر چینی و هنر ژاپنی تفاوت ایجادشد و بسیار به رنگ و لعاب در نقاشی روی آوردند و از تزئینات و ریزنقش ها استفاده زیادی کردند. مراسم چای و گل آرایی از مراسم معروف آنها به حساب می آید. در قرن 19 اروپائیان تحت تأثیر هنر ژاپن قرارگرفتند و هنرهای مدرن برپایه هنر ژاپن بوجودآمد و از ریزنقش های آن در چاپ استفاده نمودند. معماری ژاپن همانند معماری چین با استفاده از چوب و ساخت کاخ های وزین و پر از تزئینات و فضاهایی متفاوت از چین ساختند و رنگ، فرم های رقصان که در آن بیشتر تفکر معنوی چین کمتر در ان دیده می شود، وجود دارد. هنر چین برپایه مفاهیم عرفانی و هنر ژاپن تزئینی است. تفاوت اصلی هنر چین و ژاپن: تفاوت اصلی هنر چین و ژاپن در استفاده از ترئینات،رنگ ها، نقش ها، تشریفات، کاخ ها و تجملات، ریزنقش ها، فرم لباس ها است. ژاپنی ها با سایر کشورهای جهان بسیار در ارتباط بودند و هستند و تنها تمدنی هستند که با آسیب های مختلف جمعیتی و طبیعی از بین نرفته است.       جلسه هفتم:           27/01/1392 هنر غرب ( هنر اژه ): حدود 2000 سال قبل از میلاد از دریای اژه از جنوب یونان که مرکز تمدن آنجاست، آغاز می شود. قوم اژه و قوم کرت و قوم یونان از اقوام آن منطقه می باشند. یونانی ها در تهاجم به این دو قوم پیروز می شوند و تمام منطقه را تصاحب می کنند، آنها بسیار هوشمند و جهاندیده بودند که در کنار دریا زندگی می کردند، دریانورد بودند و با مصر و بین النهرین در ارتباط بودند. آنها اعتقادات مذهبی نداشتند و خدایان آنها در قصص و اسطوره ها خلاصه می شدو خدایان مختلفی داشتند که شکل انسان نما داشتندو از نسلی به نسل دیگر گسترش پیدا می کردند که اساس این اندیشه بر اساس انسان مداری و قدرت طلبی بود، ریاضیات در این منطقه غوغا می کند، تفکر اصلی در این منطقه براساس انسان مداری، اندیشمندی و تواناییهایی که انسان دارد (انسان می تواند به نهایت کمال برسد) و تفکر و فلسفه است، در این منطقه فلاسفه را داریم و اندیشمند نداریم که بیشتر قصه ها، اسطوره ها (نامیرا هستند و برهمه چیز احاطه دارند در شکل و شمایل انسان هستند) داستانها و روایت هایی که از خدایان مختلف می شده است. ویژگی بارز یونانی ها، تجمل گرایی و اشرافی گرایی آنها می باشد، و آثار طلا در زندگی آنها مشخص است، آثار بدست آمده در این منطقه بیشتر سفالین در هنر اژه و هنرهای فلزی، مجسمه و پیکره تراشی، جواهرآلات و تزئینات در هنر یونان می باشد. آنها پیکره های بسیار خاص و زیبا می ساختند. در این دوره، یونانی ها کل منطقه را تصاحب می کنند و پس از تسخیر یونان توسط رومی ها شاهد مواجهه هنر آنها با هنر روم هستیم،‌یونانی ها بدون مقاومت تسلیم می شوند ولیکن رومی ها هنر، اندیشه و فلسفه یونان را حفظ و آن را گسترش می دهند. هنر روم براساس فلسفه، پیکره تراشی معماری یونان شکل می گیرد، آنها شهرساز بودند و اولین شهرهای پر از تجملات را در دنیا ساختند، آنها طاق ها و کاخ های مختلف را بناکردند و مکان هایی برای تئاتر و نمایش ساختند که پر از امکانات شهرنشینی بود. هنر روم سرآغاز تشکیل هنری است،‌ تزئینی، تجملی و عظمت خواه که اساس آن بر عظمت طلبی، قدرت طلبی، گستردگی، اشرافیت و اشاعه شهرنشینی که طاق های ضربی در سطح شهرها ساخته شدند که براساس تفکرات هنر یونان که هنر واقع گرایی ـ قدرت طلب ـ قاعده مند و ریاضی وار بود، تشکیل شده است. نقاشی روی دیوار در این دوره دیده می شود، نقاشی ها، موزاییکی هستند یا از سنگ مرمر ساخته شده اند که اهمیت زیادی به انسان می دهد و انسان قدرتمند و مطلوب اساس تمام مبحث هنر قرار می گیرد. به هنر روم که هنری حساب شده و کلاسه بندی شده می باشد، هنر کلاسیک می گویند. هنر کلاسیک،‌ هنری است قانونمند، حساب شده که براساس ارزش های واقعی انسان و توجه به واقع گرایی و ریاضیات (هندسه و تناسبات) بوجود می آید، این هنر از زمان یونانیان بوجود آمد و تا نیمه اول قرن اول میلادی حضور داشت، هنری است که دارای رتبه های ارزشی است. جلسه هشتم:           03/02/1392 هنر صدر مسیحیت: در سال 323 میلادی رسمیت پیداکرد، در واقع دو قرن پس از ظهور حضرت مسیح، دوران صدر مسیحیت می باشد که 1.000 سال طول می کشد، دورانی است که به قرون وسطی می گویند، قرن 5 تا 15 توسط کنستانتین امپراطور روم پایه گذاری می شود، تاریخ 323 میلادی مسجد ایاصوفیه را درست می کند. آنها اماکن و تالارهای سخنرانی را به عنوان کلیسا معرفی می کند. در قرون اولیه هنر مخفی و اولیه بود که در کاتاکومب ها بود که مسیحیان مرده را به صورت افقی در آنجا دفن کرده و عبادت می کردند، در سقف و دیوارهای کاتاکومب ها، قصص و کتاب های مقدس را نقاشی می کردند. کاتاکومب ها، یک مقبره زیرزمینی هستند که محل عبادت مسیحیان بوده و کنستانتین دین مسیحیت را به رسمیت شناخت و 2 امپراطوری روم شرقی (با مذهب ارتدوکس در شرق اروپا) و روم غربی (با مذهب کاتولیک در ایتالیا) را تشکیل می دهند. کلیسای ایاصوفیه در ترکیه در این زمان ساخته شد که در زمان عثمانی به مسجد تبدیل شد. کنستانتین تالارهای رومی که با سیلیکا هستند را به کلیسا به شکل مستطیل است، تبدیل می کند. پس از سال 323 هنر مسیحیت علنی شد، کاتاکومب ها از بین می رود و تا قرن 15 میلادی هنر فقط در کلیسا بوده و هنر آن مذهبی و دینی است که شامل نقاشی روی دیوار، موزائیک کاری و نقش برجسته بوده است. نقاشی معنوی بسیار معنوی بوده و مسیح را زمینی معرفی نمی کرده است. دوره رومانسک: هنر این دوره رومی وار است که بیشتر در ایتالیا (مذهب کاتولیک ریشه دارد) و داخل کلیسا از آن استفاده می شود و به تزئینات توجه دارد و به بیرون کلیسا توجهی ندارد. ویژگی های هنر رومانسک تزئینات داخلی، نقاشی روی شیشه و موزائیک کاری می باشد. هنر گوتیک: مربوط به قوم گوت در فرانسه است و متعلق به مسیحیان این منطقه است و بیشتر در بیرون کلیسا می باشد، فرم تزئینات، نقش برجسته و مجسمه ها در بیرون کلیسا است و ارتفاع کلیسا زیاد است و برج های آن متصل و بسیار مرتفع است، در این دوره بیشتر قدرت طلبی رواج دارد و یک جور بیان قدرت و عظمت دارد. ستون و مناره های خیلی بلند برای کلیساها از ویژگی های این دوره می باشد. ویژگی های هنر گوتیک، تزئینات داخلی، نقاشی روی شیشه، مجسمه سازی (نقش برجسته) کار روی بیرون ساختمان (نمای بیرونی) اصل هنر غرب، هنر مذهبی است و هنر عربی ریشه تصویری دارد. جلسه نهم:           10/02/1392 دوره بیزانس: بسیار شرقی است و تحت تأثیر هنر شرق است که مسجد ایاصوفیه نماد این دوره است. از قرن 5 تا 15 طول می کشد که هزار سال قدمت پیدا می کند. (هنر مسیحی ـ مذهبی و کلیسا) در دوره رومانسک داخل کلیسا مهم بود و پر از تزئینات بود و خارج آن مهم نبود، کلیسا، علم، فرهنگ و هنر را تحت سیطره دارد و حتی گالیله را محاکمه می کند. در قرن 15 میلادی رنسانس اتفاق می افتد (رنسانس یعنی باززایی و دوباره زاییده شدن) زنده شدن اروپا (دوره رنسانس) از قرن 14، 15 و 16 طول می کشد. در این دوره اهمیت به انسان زیاد می شود و فردگرایی و خردگرایی اهمیت می یابد، انسان به عنوان یک موجود سازنده، می تواند مالکیت داشته باشد،‌ رشد کند و هر کاری که اشراف انجام می دهند را انجام دهد. فردگرایی یعنی اهمیت به انسان، آراء، اندیشه ها، نیازها و حقوق اولیه یک فرد. اهمیت به علم و دانش افزایش یافت که باعث بوجودآمدن رنسانس شد. یکی از ویژگی های انسان گرایی محوریت انسان است یعنی در نقاشی موضوع اصلی با محوریت انسان است. رنسانس: رنسانس باعث رشد علوم پایه، انسانی، اجتماعی، نجوم و ... شد. در این دوره همه چیز مادی شد و پرسپکتیو ایجاد شد و هنر از دو بعد به سه بعد منتقل شد و علم مناظر و مرایا (پرسپکتیو) بوجود آمد، هنر آن چیزی که جلوی حالت بزرگتر کشیده شود و هرچه عقب باشد، کوچکتر کشیده شود، دارای بعد می باشد. مبحث نور و سایه روشن در این دوره مطرح شد و به این نتیجه رسیدند نور ارزش مادی دارد و نور به هر جسمی می تابد که آن مشخص می شود، در واقع به هنر یونان و رم رسیدند. واقعیت و طبیعت را مورد توجه قراردادند و موضوع آن کمتر مذهبی شد. رابطه ریاضی و تناسبات، بررسی خیلی علمی و ریاضی وار همه چیز مانند داوینچی هنر مبالغه (لئوناردو داوینچی ـ رافائل و میکل آنژ) معماری، مجسمه سازی و نقاشی: تأکید بسیار برانسان و تناسبات باعث بوجودآمدن مکتب باروک در قرن 17 شد و در هنر، ادبیات و موسیقی در فرانسه رشد می کند. اینها کسانی هستند که علیه تناسبات و حرف های رنسانس قد علم می کنند و یک فضای تجملی بدون ریاضیات و حساب شده ایجاد می کنند. ریزه کاری ـ اشرافیت ـ تزئینات و تجملات محصول این دوره است. فضاهای داخلی و کاخ ها و خانه های بزرگ که کاخ ورسای در این دوره ساخته شد. (باروک در فرانسه به معنای سنگ ریزه) ویژگی هنر این دوره اشرافیت و تجملات و صحنه های نمایشی زندگی می باشد. هنر این دوره متعلق به ادبیات، نقاشی،‌ مجسمه سازی و معماری است. قرن 18: دوره رومانتیسم، غلبه احساس بر عقل است،‌ دوست داریم آنچه را که دل می خواهد مطرح کنیم و همچنان در طی تاریخ وجود داشته و وجود دارد. بیشتر به طبیعت پرداخته می شود و منظره سازی از جایگاه ویژه ای برخورداراست. قرن 19: رئالیسم علیه رومانتیسم برخواست و مهم مردم هستند و زیبایی ها در زندگی مردم (معدنچیان و ...) هست و واقعیت را عین خود واقعیت می کشیدند و واقعیت، مباحث اجتماعی ـ انسانی و رنج بشری را به تصویر می کشیدند که همزمان با رشد مطبوعات در اروپا بود و کشیدن کاریکاتور و نقاشی های انتقادی بسیار مرسوم بود. اواخر قرن 19: امپرسیونیسم، شروع هنر مدرن با این مکتب است، اولاً با عکاسی رشد کرد و بوجودآمد، دوماً: بحث علمی بسیار قوی شد، مثل مباحث فیزیک نور، اگر یک نور سفیدی را از یک منشور عبوردهیم به هفت رنگ تبدیل می شود. ان لحظه ای که ما درخت را می کشیم، رنگی را که برداشت می کنیم واقعیت ندارد، مثلاً رنگ سبز در اثر تابش نور تغییر می کند، به این تأثیر می گویند امپرسیون (دریافت) و امپرسیونیسم (دریافت یک لحظه از واقعیت) تا این زمان هنرمندان در آتلیه نقاشی می کردند و آتلیه را مقدس می دانستند ولی دراین دوره سه پایه و رنگ را به فضای آوردند و نقاشی کردند. جلسه دهم:           17/02/1392 تعریف دکوپاژ: مراحل تولید کلیپ: 1.       طرح 2.       اهداف و ساختار طرح 3.       تصویب طرح 4.       انتخاب نویسنده 5.       انتخاب کارگران (دکوپاژ) 6.       انتخاب تدوینگر 7.       انتخاب تصویربردار 8.       انتخاب صدابردار و دوبلاژ 9.       انتخاب گوینده و نریتور   مینیاتور: فقط به نگارگری ایرانی گفته می شود و به معنای طبیعت کوچک شده ایرانی می باشد. نگارگری تاریخ تصویری ماست، تنها سبکی است که اروپا ما را با این سبک می شناسد و هویت ایرانی دارد و ریشه آن در تصاویر مانی نقاش که ادعای پیامبری (براساس تصویرگری) می کرده، می باشد. استفاده از درخت انگور  از شاخصه های آن است. فرم های اسلیمی فرم های ایرانی ـ اسلامی هستند که بعداز اسلام بوجودآمدند در 2 تصویر تذهیب و تشعیر کنارنویس قرآن های زرین را با فرمهای نقش و نگار گیاهی و حیوانی می آراستند. تذهیب و تشعیر چیست؟ تذهیب:  کشیدن گل و برگ (گیاه) در اطراف کتابت قرآن که معمولاً تک رنگ انجام می شود. تشعیر:در واقع طراحی با گل و گیاه و حیوانات و پرندگان با رنگ های متنوع تر که در  کتابت استفاده می شود. در دوره مغول، آنها تحت تأثیر هنر ما بودند ولیکن هنر چین را نیز وارد هنر ما کردند. تشعیر، حجم نداشته و ساده است. در کتابت استفاده می شود. آدم ها به یک و اندازه هستند و فضاها چند زاویه دارند. در نقاشی نگارگری ایرانی، زشتی و سیاهی وجود ندارد و همه چیز خوب است،‌ آدم ها کوچک و شبیه هم هستند. کمال الدین بهزاد بزرگترین نقاش این دوره در زمان شاه تهماسب است. این هنر از دوره سلجوقی آغاز و بیشترین رشد آن در عصر تیموری و صفوی می باشد. دوره قاجار: در دوره قاجار همه چیز تعطیل شد. نقاشی های گل و مرغ در روی جلد و کار بوجودآمد. مکاتب اصلی نقاشی ایرانی: 1.       نگارگری که هویت جهانی دارد. 2.       مکتب قهوه خانه ای (پرده خوانی و نقاشی) مانند: رستم و سهراب مکاتب مینیاتور: 1.       مکتب شیراز (ایرانی ترین نوع مکتب است) 2.       مکتب هرات 3.       مکتب تبریز 4.       مکتب اصفهان نگارگری چیست؟ یکی از سبک های اولیه نقاشی ایران است که به نام مینیاتور در اروپا شناخته شده است. در این سبک عمدتاً از تنوع رنگی استفاده می شود و از حجم و عمق استفاده نمی شود. جلسه یازدهم:           24/02/1392 موسیقی: موسیقی، بیان احساسات انسان بوسیله اصوات که دارای صدا و ریتم می باشد. علی نقی وزیری اولین کسی است که مدرسه عالی موسیقی را تأسیس کرد و اصول و قواعد موسیقی اروپایی را تدریس کرد، وی نخستین ارکستر بزرگ مرکب از سازهای ایرانی و غربی را در سال 1302 دایرکرد. هنر انتزاع: انتزاع هنری است که از طبیعت دور می شود و تقلید طبیعت نمی کند. دلایل رشد هنر انتزاع یا آبستره: 1.       به راحتی تکثیر می شود. 2.       به هنرهای رسانه ای (ویدئو آرت ) بسیار کمک می کند. هنر انتزاع؛ هنر تأویل است که هر شخصی برداشت شخصی خاصی از آن هنر دارد. هنر مدرن مخاطب را برمی انگیزد و در مورد آن فکرکند که چه می خواهد، بگوید. انتزاع در عکاسی: مهم ترین اتفاقی

/ 0 نظر / 49 بازدید