خلاصه کتاب : دیپلماسی رسانه ای

 

تمرکزومحور اصلی این تحقیق، باز کاوی کارکرد دیپلماسی رسانه ای در دنیای معاصر و نقش سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در ایران زمینه است. بعد از جنگ جهانی دوم و با آغاز جنگ سرد، به تدریج دولت ها متوجه اهمیت رسانه های گروهی برای تأثیر برافکار عمومی – چه در داخل و چه در خارج – و همچنین کاربرد رسانه ها برای انتقال پیام های سیاسی شدند زیرا تعارضات ایدئولوژیک و اثبات برتری در این عرصه، گفتمان غالب بر فضای روابط بین الملل شد. مضاف بر این که تکنولوژی های ارتباطی و فناوری های جدید هر لحظه امکانات جدیدی در اختیار بازیگران سیاسی قرار می داد.در این مقطع تاریخی اندیشمندان رشته های علوم سیاسی و روابط بین الملل نظرات مختلفی در این زمینه ارایه کردند و هر یم بعدی از ابعاد تأثیر رسانه ها را مورد بررسی قرار دادند.

در میان نظراتی که در ارتباط با تأثیر رسانه ها بر روابط خارجی مطرح شدند نظریات سازه گرایان (constructivists) از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند و به لحاظ تأکید بر نقش هویت ملی و تأثیر آن بر سیاست خارجی ، مورد پسند بسیاری از نظریه پردازان روابط بین الملل و علوم ارتباطات قرار گرفتند. زیرا نظرات ریالیستی و ایدیالیستی به دلیل بی توجهی به عناصر غیر مادی از توجیه و تبیین بسیاری از موضوعات عاجز مانده بودند.

ضرورت و اهمیت تحقیق

یکی از نیازهای کشور در جهت پیشبرد سیاست خارجی،هماهنگی ومکمل بودن دیپلماسی رسانه ای کشور با سیاست خارجی نظام است. در این ارتباط صدا وسیما به عنوان رسانه ملی ، مهم ترین جایگاه را در همگرایی یا واگرایی بین دیپلماسی رسانه ای و سیاست خارجی ایفا می کند.

تعریف مفاهیم:

دیپلماسی

در مورد واژه دیپلماسی تعریف های متعددی وجود دارند که بدلیل کثرت این تعاریف از ذکر همه آنها خودداری می کنیم ولی عناصر مشترکی که در این تعاریف مورد تأکید قرار گرفته اند عبارتند از:

· فن اداره سیاست خارجی

· تنظیم مسالمت آمیز روابط خارجی

· حل و فصل اختلافات بین الملل در محافل بین الملل

· چانه زنی و مدیریت ارتباطات خارجی

· هنر تعامل با دولت ها و واحدهای سیاسی

دیپلماسی عمومی

اصطلاح دیپلماسی عمومی، اولین بار در امریکا توسط ادموند گولیون رییس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافت بکار گرفته شد و عبارت است از ارتباطات معطوف به منافع ملی یک کشور از طریق ارتباط با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی.

سیاست خارجی

عبارت منافع ملی در دنیای معاصر توجیهی است برای طرح خواستهای بین المللی، به کونه ای که هرگاه دولت ها در صدد اتخاذ تصمیم و سیاستگذاری خاصی برای اهداف خود باشند، می کوشند آن را در چارچوب منافع ملی توجیه کنند.

سایبر دیپلماسی

رشد سریع تکنولوژی های ارتباطی اعم ار انواع تلویزیون های ماهواره ای و کابلی، فیبرنوری و ارتباطات بی سیم و ناتوانی دستگاه های رسمی دیپلماسی در رقابت با رسانه ها، دولت ها را با این حقیقت روبرو کرده که شکل نوینی از دیپلماسی با استفاده از فضاهای مجازی وارد عرصه معادلات روابط بین الملل شده است و فضاهای مجازی بواسطه ماهیت غیرقابل کنترل آن ، پدیده ای است که به خوبی می توان از آن به عنوان عنصری استراتژیک و تعیین کننده یاد کرد.پدیده ای که هر روز صفحه جدیدی به آن اضافه می شود و همه عرصه های زندگی بشری را تحت تأثیر قرار می دهد.

تله دیپلماسی

از آنجا که تلویزیون در میان انواع رسانه های جمعی، گوی سبقت را از نظر جذب مخاطب ربوده است طبیعتا استفاده از آن برای مقاصد سیاسی و دیپلماتیک نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است.خصوصا در عصری که ماهواره این امکان را به همه کشورهای دنیا داده است تا از طریق تلویزیون وارد شبکه ارتباطی در دنیای معاصر شوند.

دیپلماسی آشکار

دیپلماسی آشکار از شاخص های دیپلماسی نوین محسوب می شود.این شکل از دیپلماسی با نفوذ و تأثیر در نگرش های عامه مردم از طریق وسایل ارتباط جمعی، بر شکل گیری و شاکله افکار عمومی و بدنبال آن سیاست خارجی هر کشور تأثیر می گذارد.

دیپلماسی رسانه ای

اصطلاح دیپلماسی رسانه ای از بدو تولد تا ابهامات و پیچیدگی های فراوانی روبرو بود و تعاریفی که توسط محققین ارایه می شدند گویای فاصله زیاد برداشت ها از این عبارت بودند.

قدرت نرم

قدرت نرم از واژه های جدیدی است که توسط جوزف نای از نظریه پردازان معاصر رواج یافته و در سال های اخیر از سوی اندیشمندان و کارشناسان ارتباطات به کرات مورد استفاده قرار می گیرد و به نوعی ناظر بر کلیه امکانات و توانمندی های بشری در حوزه سایبر وغیر سخت افزاری برای شکل دهی به تجریحات دیگران است.

مبانی نظری تحقیق

این کتاب دارای دو بنیاد نظری در حوزه روابط بین المللی وارتباطات بین المللی است.در میان نظریه های مختلف روابط بین المللی به نظریه سازگرایی و در ارتباط بین المللی به نظریه تعامل دیپلماسی و رسانه ها ، رسانه ها و امنیت ملی ، پریستیژ ملی و مدیریت بحران، ارجاع می شود.

نظریه سازی در روابط بین المللی

سازه گرایی یکی از چهارچوب تحلیلی است که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از صاحب نظران علوم ارتباطات و روابط بین الملل قرار گرفته است زیرا از نظر مباحث نظری در میانه طیف طبیعت گرایان، اثبات گرایان و ساختارگرایان و از طرفی در مباحث محتوایی، روابط بین الملل در میانه دو بخش جریان واقع گرایی ولیبرالیسم قرار دارد. سازه گرایی به ابعاد مادی و غیر مادی حیات اجتماعی می پردازد و سعی می کند عناصر غیرمادی و هنجاری که در نظرات ریالیست ها مورد غفلت واقع شده اند را مجددا مورد بحث قرار دهد. سازه گرایان معتقدند گفتمان های فکری غالب بر جامعه و نقش ارزش ها و هنجارها در شکل گیری هویت و به تبع آن منافع و رفتارهای دولت موثرند. براین اساس، بروز رفتارهای متفاوت از دولت ها در عرصه بین المللی ناشی از تفاوت هویتی آنها در داخل است و تشابه رفتارها ومنافع نیز ناشی از تشابه هویت داخلی خواهد بود.

به طور کلی می توان گفت : « سیاست خارجی عبارت است از مجموع اصول و اهدافی که هر دولت در رابطه با دولت های دیگر در نظر می گیرد. در خصوص رابطه دیپلماسی با سیاست خارجی می توان گفت دیپلماسی خارجی در برگیرنده اهداف و دیپلماسی ، ابزار و مکانیسمی برای دستیابی به آن اهداف بود.

دیپلماسی از جمله کم هزینه ترین ابزارهای سیاست خارجی است .در عین حال که می تواند موثرترین آنها نیز باشد. سیاست خارجی هر واحد سیاسی دارای ابزارهای متعددی است که به این ترتیب تقسیم بندی می شود:

1. دیپلماسی

2. اقتصاد

3. تبلیفات

4. نیروی انتظامی

5. فرهنگ و ایدیولوژی

همانطور که مشاهده می کنید تبلیغات دیپلماسی دو رکن اساسی سیاست خارجی محسوب می شوند که هر دو بشدت در تعامل با رسانه قرار دارند.در واقع یک اصل پذیرفته شده است که قدرت نیروی های سیاسی حاکم تا حد زیادی به تبلیغات سیاسی و توان اقناع مردم از طریق وسایل ارتباط جمعی بستگی دارد. در دنیای امروز نیز تبلیغات سیاسی به گونه ای ظریف و پیچیده با مسایل اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی گره خورده است.

برخی معتقدند در زمینه تبلیغات « بهترین تبلیغ ها و دروغ ها بدترین آنهایند و برای اقناع افکار عمومی کافی است که ما عامل باور باشیم و قابل باور بودن در گرو معتبر بودن است و برای معتبر بودن لازم است منطقی باشیم.

تعامل رسانه ها بین المللی و دیپلماسی

برای دستیابی به مفهوم واقعی دیپلماسی رسانه ای تلاش های زیادی صورت گرفته و هنوز هم ادامه دارند و علت آن هم پیچیدگی ماهوی این اصطلاح است . دیپلماسی رسانه ای از بدو تولد با ابهامات فراوانی مواجه بود و علت اصلی آن هم تداخل آن با مفاهیم مرتبط و نزدیک با آن است. این مفاهیم در دو رویکرد اساسی مورد توجه قرار گرفته اند.

الف – نحوه برخورد دیپلماسی و دیپلمات ها با رسانه ها و چگونگی استفاده ابزاری از آنها که شامل سه مفهوم دیپلماسی آشکار، دیپلماسی پشت درهای بسته و دیپلماسی پنهان است.

ب – نحوه برخورد رسانه ها با فعالیت ها و وقایع دیپلماتیک که شامل سه مفهوم دیپلماسی میانجی گرانه، دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای می شود.

تفاوت دیپلماسی پشت درهای بسته و دیپلماسی محفی

در دیپلماسی پشت درهای بسته نه مردم و نه رسانه ها از محتوای مذاکرات مطلع نمی شوند. ولی دردیپلماسی مخفی این امکان وجود دارد که یک خبرنگار در نقش دیپلمات ظاهر شود. به ایفای نقش بپردازد. هر کدام از این مدل ها در شرایط خاصی مورد استفاده قرار می گیرند. برای مثال چگونگی برقراری روابط میان امریکا و چین کمونیست و همچنین روابط میان رژیم صهیونیستی با مصر از نوع دیپلماسی مخفی بود یا بحران موشکی کوبا و مذاکرات مربوط به آن در قالب دیپلماسی پشت دهای بسته تعریف می شود. دلیل این که چرا سیاستمداران و مقامات سیاسی، دیپلماسی مخفی را ترجیح می دهند. واضح است زیرا در صورت شکست در مذاکرات، مساله مخفی باقی می ماند و رسوایی بدنبال نخواهد داشت. در صورتی که مذاکرات علنی شکست و ناکامی منجر به عواقب و خیمی برای سیاستمداران خواهد داشت و تبعات آن می تواند باعث سرنگونی یک دولت شود. لازم به ذکر است این ادبیات مربوط به دنیای غرب است و در کشور ما رسانه و دیپلمات در یک راستا و با یک هدف کار می کنند، بنابراین می توانند در سایه همدلی و همکاری به اهداف مشترک خود دست یابند.

دیپلماسی مخفی همانطور که در قبل به آن اشاره شد رایج ترین نوع دیپلماسی بوده و کاربرد آن بیشتر در شرایط مخفی بوده است.زمان و مکان و به طریق اولی محتوای مذاکره نیز از عامه مردم و حتی سیاستمداران مخفی بوده و مردم تنها از نتایج آن وطبعات آن مطلع می شوند.

دیپلماسی پشت درهای بسته زمانی استفاده می شود که سیاستمداران فضای امنی را برای مذاکره در اختیار نداشته و به محض خارج شدن از دفتر کار یا منزل، توجه خبرنگاران را به خود جلب می کنند. در این نوع دیپلماسی زمان و مکان مذاکرات و شرکت کنندگان معلوم است ولی زمانی که مذاکرات شروع می شود سکوت و سانسور ماجرا را احاطه می کند و هیچ خبری از محتوای مذاکرات بیرون نمی آید.ماجرای کمپ دیوید مثال خوبی از این نوع است.

نظریه های تعامل رسانه های بین المللی و دیپلماسی

تفاوت های دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی

آقای گیلبوا اولین کسی است که تفاوت های دو مقوله دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی را به صورت اکادمیک و روشمند مشخص می کند. وی به ابهامات موجود در دیپلماسی رسانه ای و استفاده نادرست از آن توسط سیاستمداران اشاره می کند و معتقد است دیپلماسی رسانه ای در چند مورد با دیپلماسی عمومی تفاوت دارد.

محتوی : مورد اول تفاوت میان دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای در مقوله بافت و متن است. دیپلماسی رسانه ای مشخصا در بستر و شرایط مذاکره وحول محور مذاکره معنی پیدا می کند در حالی که دیپلماسی عمومی در تقابلات ایدیولوژیک و مناقشات نظری ظهور و بروز بیشتری دارد.

دوره زمانی: نقطه افتراقدیگر میان دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی دوره زمانی است. به این معنا که دیپلماسی عمومی احتیاج به دوره طولانی مدت دارد و امکان بهره برداری کوتاه زمان از آن وجود ندارد در حالی که دیپلماسی رسانه ای ماهیتا احتیاج به زمانی طولانی ندارد و حتی یک مدت چند دقیقه ای برای به کارگیری آن کفایت می کند.

اهداف: از دیگر موارد اختلاف میان دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی، اهداف اند که ظرافت خاصی دارند. اهدافی که در دیپلماسی عمومی دنبال می شونداهدافی بنیادین وعمومی اند و بیشتر شامل مواردی چون ایجاد یک جریان فکری مبتنی برشالوده های نظری یا از بین بردن و تضعیف سازه های فکری می شوند. در این زمینه نیز دیپلماسی رسانه ای با دیپلماسی عمومی اختلاف مبنای دارد زیرا دیپلماسی رسانه ای هدف مشخص و معینی رادر یک بسته بندی محدود دنبال می کند.

روش ها: متدلوژی و روش های به کار گرفته شده در دیپلماسی عمومی از دیگر موارد اختلاف با دیپلماسی رسانه ای است. به عبارت روشن تر در دیپلماسی همومی ایجاد فضای دلخواه از طریق تبلیغات سیاسی انجام می گیرد.در حالی که در دیپلماسی رسانه ای قبل از هر مساله، حل اختلاف و جستجوی مسالمت آمیز راه حل و تلاش برای پرهیز از درگیری، وجهه همت سیاستمداران و دست اندرکاران قرار می گیرد.

ابزارها: در دیپلماسی عمومی هر وسیله ای از جمله تلویزیون، رادیو، سیستم های مخابراتی، فیبرنوری، انتشار کتاب و مجلات، سایت های اینترنتی و اعزام دانشجو و قبول بورس های تحصیلی، اعطای فرصت های مطالعاتی، تبادل تکنسین های فنی، آموزش های کوتاه مدت و دراز مدت همه وهمه در چارچوب دیپلماسی عمومی قابل توجیه و استفاده اند ولی در بحث دیپلماسی رسانه ای صرفا رسانه است که موضوعیت دارد و می تواند به عنوان ابزار رسیدن به هدف مورد استفاده قرر گیرد.

 

دیپلماسی رسانه ای و امنیت ملی

امروزه محور اساسی حضور فعال دولت ها در عرصه بین الملل راساس حفظ منافع ملی و تأمین امنیت ملی است و دیپلماسی کانال ارتباط دولت ها به منظور متقاعد کردن یکدیگر برای حمایت و به رسمیت شناختن مواضع محسوب می شود. بنابراین طبیعی است که بین دیپلماسی رسانه ای و امنیت ملی ارتباط کاملا شفاف و مستقیمی وجود داشته باشد. به منظور بررسی تعامل میان دیپلماسی رسانه ای و امنیت ملی یا به عبارتی نقش دیپلماسی رسانه ای در ارتقای سطح امنیت ملی از تعریف واژه امنیت ملی آغاز می کنیم. « به طور خلاصه می توان امنیت را نبود تهدیدات نسبت به ارزش های اصلی و کمیاب هر جامعه تعریف کرد.» به همین اندازه در مفهوم امنیت ملی قناعت می کنیم و به جایگاه امنیت ملی در مباحث کلان روابط بین الملل و به دنبال آن نقش دیپلماسی رسانه ای در تأمین امنیت ملی می پردازیم، آن چه مسلم است امنیت ملی یکی از اهداف اصلی و جوهری در سیاست خارجی همه کشورهای جهان محسوب می شود.

آن چه مسلم است، امنیت ملی تابعی است از شرایط بین الملل و لازمه آن سه نوع آمادگی را شامل می شود؛ آمادگی سیاسی، آمادگی اقتصادی و آمادگی نظامی. در تمامی فاکتورهای مربوط به امنیت ملی یک عامل همواره نقش بارزی را ایفا می کند و آن جز دیپلماسی نیست. یعنی دیپلماسی بی بدیل ترین اهرم دولت ها برای کسب امتیازات بیشتر در حوزه امنیت ملی و حفظ امتیازات قبلی است و در شرایط کنونی که دیپلماسی از طریق رسانه ها رایج ترین نوع دیپلماسی به شمار می رود هر کشوری که بتواند از این ابزار به صورت کارآمدتری استفاده کند قادر است موفقیت بیشتری را در این زمینه به دست آورد.

 

دیپلماسی رسانه ای و پریستیژملی

برای پرداختن به موضوع رابطه میان دیپلماسی رسانه ای و پریستیژملی لازم است قبل از هر اقدام جایگاه پریستیژملی در روابط بین الملل به خوبی روشن شود. یکی از کسانی که مورد پریستیژ و جایگاه آن به روشنی و شفافیت اظهار نظر کرده آقای هالستی است. وی معتقد است پریستیژ در زیر مجموعه اهداف متوسط یا درجه دوم هر کشور قراردارد.هالستی اهداف ملی هر کشور را به سه دسته تقسیم کرده است؛ اهداف اساسی یا اولیه که شامل ارزش های اساسی هر جامعه می شود و عدول ازآنها امکان پذیر نیست. هدف های متوسط یا درجه دوم به هدف هایی اطلاق می شود که معمولا متضمن تقاضاهایی از سایر کشورهایند و حصول آنها لازم و ضروری است. سومین دسته از اهداف ملی هر کشور شامل هدف های جهانی و دراز مدت است که از نظر آقای هالستی زمان محدودی برای رسیدن به آنها تعیین نشده است.

ویژگی اصلی سیاست پرستیژ این است که بر ارزیابی دولت ها از یکدیگر تأثیر بگذارد. برای مثال اگر ایالات متحده بتواند ملت های امریکای لاتین را تا آن حد تحت تأثیر قدرت خود قرار دهد که متقاعد شوند با تفوق آمریکا بر نیمکره غربی نمی توان ستیز کرد، علیه سیاست امریکا در حفظ وضع موجود در نیمکره غربی نیز احتمالا مبارزه ای صورت نخواهد گرفت و بدین ترتیب موفقیت آمریکا تضمین می شود.

کاربرد سیاست پرستیژ، گاهی گزاف و نامعقول می نماید، اما به واقع همانطور که پریستیژ در روابط میان افراد حایز اهمیت است، سیاست پریستیژ نیزدر روابط بین الملل نقش مهمی دارد. بنابراین، توجه به این مساله اهمیت دارد که تصویر ذهنی دیگران از موقعیت شخص در جامعه، اگر از موقعیت واقعیاو مهمتر نباشد، قطعا این موقعیت را به درستی نشان می دهد. سیاست پریستیژ هم دقیقا به همین مساله مربوط می شود. هدف از اتخاذ این سیاست آن است که سایر دولت ها تحت تأثیر قدرتی قرار گیرند که این کشور دارد با معتقد است که دارد یا می خواهد که وجود آن را سایر دول بپذیرند.

دیپلماسی رسانه ای در شرایط بحرانی

به نظرمی رسد با توجه به رشد وتوسعه تکنولوژی رسانه ای و پررنگ شدن نقش رسانه ها در ارتباطات بین المللی این بخش از کارکرد رسانه ها آن طور که باید و شاید در زیر ذره بین محققین و صاحبنظران قرارنگرفته است. با این مقدمه شایسته است در ابتدا گذر کوتاهی به تعریف های مطرح شده از بحران داشته باشیم. اگرچه این واژه نیز از سطوح نسبی و شاخص های مختلف برخوردار است. به عبارت ساده تر آن چه در یک کشور و برای یک دولت بحران به شمار می رود، ممکن است برای کشور دیگر یک رخداد طبیعی باشد.

بنابراین از دیدگاه سیستماتیک، بحران، با تغییر و دگدگونی در وضعیت و تعادل سیستم رابطه مستقیم دارد. از آن جا که بحران ها یک یا چند عنصر بنیادی روابط بین بازیگران صحنه سیاست بین المللی را هدف قرار می دهند، ضرورتا قادرند دگرگونی های عمده ای در سیستم بین المللی به وجود آورند.

شرایط بحرانی می تواند به شکل های مختلفی بروز کند و از تغییر و تحولات گوناگونی ناشی شود. منشأ بحران می تواند حمله ناگهانی، شروع جنگ، کودتا، سقوط یک دولت، احتمال بروز ناآرامی و شورش، تظاهرات خشونت آمیز خیابانی.

بروز اشتباه در تأسیسات انرژی هسته ای یا فجایع طبیعی و زیست محیطی چون نشت مقادیر زیادی نفت خام در دریا باشد. بنابراین می توان گفت ادبیات مدیریت بحران، بسیار گسترده است. از آن چه گفته شد می توان نتیجه گرفت که سه عامل مهم در تعریف و تشخیص بحران از دیدگاه روش تصمیم گیری نقش عمده دارند که عبارتند از تهدید، زمان و غافلگیری.در این بخش برآنیم تا نقش دیپلماسی رسانه ای را در سه عامل مدت زمان، میزان غافلگیری و میزان تهدید مورد بازشناسی قرار دهیم.

تأثیر دیپلماسی رسانه ای در زمان بحران

دیپلماسی رسانه ای در شرایط کنونی در فاکتور زمان، تأثیر غیرقابل انکاری دارد به طوری که وقتی در گشته مرز یک کشور مورد تعرض نظامی قرار می گرفت یا در هر نقطه از کشور بحرانی به وجود می آمد زمان زیادی طول می کشید که خبر آن به مرکز حکومت برسد. این موضوع باعث می شد که رهبران و پادشاهان فرصت کافی برای تصمیم گیری داشته باشند و چه بسا در این مدت، بخشی از یک کشور به اشغال قوای نظامی کشور دیگر در می آمد. ولی آن چه در زمان حاضر شاهد آنیم شرایط کاملا متفاوتی است. به طوری که بلافاصله بعد از وقوع یک اتفاق یا شکل گیری بحران نه تنها خبر بلکه تصاویر آن نیز در اختیار مردم قرار می گیرد و دولت ها در شرایط بسیار حساس و خطرناکی قرار می گیرند.و چه بسا به منظور حفظ حیثیت ملی دست به اقدامی می زنند که نتایج و عوقب وخیمی را به دنبال خواهد داشت.

تأثیر رسانه در میزان غافلگیری

از دیگر فاکتورهای ذکر شده درمکعب بحران، موضوع میزان تهدید در یک بحران است. برخی از بحران ها از اهمیت کمتری برخوردارند و برخی دیگر به دلیل مرتبط بودن با ارزش های اساسی و منافع حیاتی یک کشور جایگاه برتری دارند. به نظر می رسد با وجود انواع ماهواره های جاسوسی و اکتشافی و همچنین انواع تکنولوژی های مخابراتی بی سیم، بحث غافلگیری روز به روز اهمیت خود را از دست می دهد. به عبارت ساده تر تحرکات نظامی در دنیای معاصر از چشم تیزبین ماهواره ها دور نمی ماند. بدین ترتیب این فرض که همچون گذشته یک کشور به صورت لحظه ای مورد تهاجم قرار گیرد تقریبا منتفی به نظر می رسد، ولی رسانه ها می توانند به آسانی با پخش یک تصویر یا خبر، یک کشور را غافلگیر کنند. شاید بتوان گفت صدور حکم اعدام سلمان رشدی توسط امام خمینی (ره) و اعلام آن از طریق رسانه ها به نوعی غافلگیری محسوب می شود.

تأثیر رسانه ها در میزان تهدید

در مورد نقش رسانه در نشان دادن میزان تهدیدات و مطرح کردن ابعاد یک بحران و تبدیل کردن آن به موضوعی مهم و قابل توجه، رسانه ها قابلیت فراوانی دارند که از آن جمله می توان به قدرت آنها در تحریک احساسات و عواطف انسانی اشاره کرد. به عبارت ساده تر رسانه ها به دلیل حضور درخانه ها و ارتباط مستمر و مستقیم با مردم به راحتی می توانند عمق یک فاجعه انسانی را به مردم نشان بدهند.

گام دیگری که رسانه ها می توانند از منظر کارکرد دیپلماتیک بردارند؛ ارسال پیام های طرفین و توجه به عواقب و خیم تهدیدات مطرح شده است. ازنمونه های بارز آن یادآوری موضوع جزایر سه گانه و اشاره به حساسیت جمهوری اسلامی ایران به عدم طرح این موضوع در محافل دیپلماتیک است.

کارکرد برجسته سازی رسانه ها در دیپلماسی رسانه ها

برجسته سازی توسط رسانه ها، فرآیند حساب شده و مهمی است که برای جلب توجه مردم، نخبگان و سیاستمداران بکار گرفته می شود. گردانندگان سیاست در اقصی نقاط دنیا به خوبی دریافته اند که قدرت آنها در چمبره تارهای رسانه ها قرار گرفته است و تنها در صورتی می توانند ا این موهبت استفاده کنند که حداکثر مساعدت و همکاری از سوی رسانه ها انجام شود. به همین منظور از رسانه ها خواسته می شود مطالب و موضوعات مورد نظر سیاستمداران باآهنگ و ریتمی ملایم و گاه تند بر صفحه ذهن مخاطبین نقش ببندند و رسانه ها با ظرافت هر چه تمام تر و با توسل به شیوه ها و روش های خود این خدمت با ارزش را ارایه دهند.یعنی رسانه ها در یک مقطع چند ساعته توجه همه مخاطبین دنیا را به موضوع انرژی هسته ای در ایران با آنفلولانزای مرغی در جنوب آسیا یا هر موضوع دیگر جلب می کنند.

نقش دیپلماسی رسانه ای در خلق رویدادهای رسانه ای

رویدادهای رسانه ای از جمله مواردی اند که می توان آن را در کارکرد ابزاری رسانه ها دسته بندی کرد. یعنی زمانی که یک رهبر بزرگ با سفر به یک کشور به سال ها خصومت و درگیری پایان می دهد. رسانه ها در این شرایط در بالاترین درجه از اهمیت قرار دارند و با انعکاس و تا حدی بزرگنمایی رویداد در تکمیل و تکوین اثرآن رویداد اثر بخشی می کنند. این رویدادها معمولا به صورت زنده و توسط هزاران خبرنگار و صدها شبکه تلویزیونی پوشش داده می شوند. طرفین مناقشه به گرمی دستان یکدیگر را در مقابل فلاش دوربین ها می فشارند و بدین سان فضای صلح و مذاکره و میل وگفتگو بر فضای درگیری و جنگ سرد غلبه پیدا می کند.

کارکرد مداخله گرایانه

رسانه ها از دیرباز برای مداخله در امور داخلی یک کشورمورد استفاده قرار می گرفتند وبا گذشت زمان و حرفه ای تر شدن صاحبان رسانه ها و همچنین پیجیده شدن معادلات بین المللی، رسانه ها نیز با توقعات بیشتر مورد بهره برداری قرار گرفتند و کاربه جای رسید که هم اکنون دخالت در امور داخلی کشورها برای رسیدن به مقاصد سیاسی از بخش های جداناپذیر رسانه ها شده است. البته سهم تلویزیون ها بین المللی و رسانه های الکترونیک متعلق به قدرت های بزرگ نسبت به تلویزیون هایی با فوت پرینت محدود تفاوت قابل توجهی دارد. چنان چه در حال حاظر شبکه تلویزیونی CBB و سایت های اینترنتی آن در همه شیون مربوط به منافع ملی انگلیس در هر نقطه از دنیا مداخله می کند و در این میان شاید بتوان گفت، گوی سبقت را از AOV هم ربوده است. آن چه مسلم است رسانه ها می توانند به راحتی از مرزهای جغرافیایی عبور کنند و بدون هیچ مانعی در فضای داخلی کشورها به ایفای نقش بپردازند.

مدل ها

(برای دریافت مدل ها به متن کتاب مراجعه نمایید)

مدل های تعامل رسانه و دستگاه دیپلماسی

در مدل اول رسانه بارصد کردن اوضاع سیاسی منطقه و از طریق ارتباط نزدیک با محیط سیاسی، نکاتی را که باید دستگاه دیپلماسی کشور نسبت به آنها حساسیت داشته یا واکنش خاصی را نشان دهد بررسی می کند و در اختیار مدیریت سیاسی کشور قرار می دهد.

 

دستگاه دیپلماسی راهنمایی و مشاوره رسانه

 

 

 

 

در مدل دوم ارایه طریق و راهنمایی، مسیر برعکس را طی می کند، یعنی اید دستگاه سیاست خارجی و مشخصا وزارت امور خارجه است که به رسانه جهت می دهد و از رسانه می خواهد که در جهت تأمین امنیت ملی مواردی را لحاظ کند.

 

رسانه

 

سیاستگذاری نظریات دستگاه دیپلماتیک

 

دستگاه دیپلماسی

در مدل سوم نوعی از تعامل دوسویه میان رسانه و دستگاه سیاست خارجی متصور می شود.به عبارت دیگررسانه و دستگاه سیاست خارجی به صورت ارگانیک و سیستماتیک با یکدیگر در تعامل دایم اند و نتایج بررسی ها و تحلیل های خود را با یکدیگر تبادل می کنند.

جایگاه و نقش سازمان صداوسیما از نظر امام راحل (ره)

از آن جایی که مبحث سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و به تبع آن نقش رسانه در پیشبرد اهداف آن بخشی از اهداف نظامی است که توسط حضرت امام (ره) بنیان نهاده شد بدیهی است جستجو درآثار برجای مانده امام راحل، ما در تبیین و شناخت اصول کلی و وظایف رسانه ها در بعد روابط خارجی یاری می رساند. به همین منظور به فرازهایی از نظرات ایشان به صورت مختصر اشاره می کنیم.

« اسلام با همه کشورهای جهان می خواهد که دوست باشد و دولت اسلامی با همه ملت ها و باهمه دولت ها می خواهد که تفاهم و ارتباط صحیح داشته باشد. در صورتی که آنها متقابلا احترام دولت اسلامی را مراعات کنند. »

همان گونه که مشاهده می کنید حضرت امام همواره ارتباط با خارج کشور و برقراری روابط با کشورهای جهان را توصیه می فرمودند. امام راحل ارتباط با جهان خارج را موجب توسعه سیاسی و تقویت بنیه اقتصادی کشور دانسته و ارتباطات فرهنگی و ایدیولوژیک با دیگر کشورها بخصوص ممالک اسلامی را موجب افزایش تفاهم و همگرایی وتعامل میان ملت ها تلقی می کردند.

جایگاه و نقش ازمان صداوسیما در کلام رهبرمعظم انقلاب

رهبرمعظم انقلاب نیز در سال های گذشته در فرصت های مختلف، راهکارهای کلان رسانه در بعد بین المللی و نقش رسانه ها در فضای سیاسی حاکم بر کشورها را تبیین و تشریح فرموده اند. ایشان در خصوص جایگاه رسانه ها در عصر حاضر می فرمایند:

امروز رسانه ها در دنیا فکر،رفتار و حقیقت هویت فرهنگی انسان ها

را القاء می کنند و تعیین کننده اند.رسانه ها می توانند دربهبود وضعیت

زندگی انسانها مؤثر باشند می توانند درگسترش صلح وامنیت جهانی مؤثر

باشند،می تونند درارتقای اخلاق و معنویت در میان انسان ها مؤثرباشند و

می توانند انسان ها راخوشبخت تر کنند، متقابلامی توانند وسیله برافروختن

جنگ های خانمان سوز باشند، می توانند عادات وآداب و رفتارهای مضررا

در میان مردم رایج کنند، می تونند ملت هایی را ازهویت انسانی خودشان و

هویت ملی شان تهی کنند ومی توانند احساس تبعیض را درانسان ها زنده کنند.

جایگاه سازمان صدا و سیما در قانون اساسی

/ 0 نظر / 157 بازدید